تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
خواهد بود كسى را كه حل اين عقد كند و عمر خطّاب از جمله جمعى بود كه اين كلام را شنيده بودند از آن جوان خوش صورت ؛ پس چون كندهء نيم‌سوخته آتش در دل سياهش افتاده به خدمت رسول اللّه آمد و آنچه شنيده بود در خدمت حضرت رسالت پناه بر طبق عرض نهاد ؛ پس آن حضرت فرمود كه اى عمر ! شناختى كه آن جوان كه بود ؟ عمر به جهل خود معترف شده گفت : ندانستم . حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود كه آن شخص جبرئيل امين عليه السّلام بود بپرهيز اى عمر از آنكه تو گشايندهء اين گره باشى به درستى كه تو اگر حل اين عقده نمائى بيقين كه خدا و رسول و مؤمنان جميعا از تو بيزار و برى خواهند بود . و بر اهل انصاف پوشيده نيست كه به مقتضاى فحواى عبارت جبرئيل و كلمات نبوى تكفير آن كسى كه حل آن عقد نموده و آن گره را گشوده واجب و لازم مىنمايد و السلام على من اتبع الهدى . حديث ديگر كه از اعلا و اعظم دلايل است حديث مطلق به قضيه خيبر است كه در مسند احمد حنبل از چند طريق روايت شده و در صحيح بخارى و مسلم نيز از طرق متعدده مروى است « 1 » و در باقى صحاح ستّه مسطور است « 2 » و در فصول المهمه نور الدين على مالكى مذكور است « 3 » و مضمون خبر و حاصل واقعه خيبر چنانچه در بعضى ديگر از كتب معتبره مسطور است آن است كه چون حضرت رسالت پناه عليه السّلام متوجه قلاع خيبر شد ارادهء الهى به مقتضاى خواهش حضرت رسالت پناهى به ظهور اعزاز مرتضوى كما هى تعلّق گرفت و در پاى قلعهء قموص چون امر محاصره به طول انجاميد و لشكر اسلام از گرما و گرسنگى شكوه نمودند أبو بكر را سردار گردانيده به حرب فرستاد و او جمعى از لشكر اسلام را به دائرهء
هامش
( 1 ) . مسند حنبل ج 1 ص 99 و ج 5 ص 353 ؛ فضائل الصحابة حنبل ج 2 ص 584 و 593 ؛ صحيح بخارى ج 5 ص 171 ؛ صحيح مسلم ج 7 ص 120 - 122 . ( 2 ) . نهج الحق ص 216 از « الجمع بين الصحاح السته » نقل كرده . ( 3 ) . فصول المهمه ص 37 .