تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
گويند كه على و ابو بكر هر دو معلم بودند ، پس شما چرا على را به خلافت اولى مىدانيد ؟ تفاوتى كه هست اينكه مدرس و مكتب او آسمان و شاگردان او حملهء عرش و ملائكه مقرّبين و مكتب اين ، دكه‌اى از دكه‌هاى بازار و اهل مكتب ، ده پانزدهى از اطفال مشركين ، اگر از روى وقاحت گويند درين دو معلّمى چندان تفاوتى نيست ، از ايشان دور نيست . حديث ديگر آنكه در « مسند احمد حنبل » « 1 » و كتاب « حلية الاولياء » كه تصنيف حافظ ابو نعيم است و جمع بين الصحيحين و تفسير ثعلبى « 2 » و كتاب موفق بن احمد خوارزمى و ديگر كتب مخالفين مسطور است كه چون در اوايل زمان بعثت اين آيه نازل شد
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
« 3 » ؛ يعنى خبر ده و آگاه گردان و بترسان خويشان نزديك خود را . حضرت رسالت پناه بر طبق فرموده الهى اولاد عبد المطلب را كه چهل نفر بودند طلب فرمود و از گوشت اندكى بپختى و نان و قدرى ماست كه خورش يك كس تواند شد ايشان را ضيافت نمود و با آنكه هر يك از آن قوم هر بار شتر پخته يا گوساله يا گوسفند بزرگى را با يك مشك دوغ مىخوردند از آن طعام سير و مملو شدند و آن طعام به حال اول بود كه گويا هيچ نقصانى به او نرسيده بود . بعد از اظهار اين معجزه كه سير كردن جمع كثير از طعام قليل باشد حكايت بعثت و رسالت خود را بر ايشان عرضه كرده و ايشان را به اسلام دعوت فرمود و به گفتن كلمتين شهادتين مأمور ساخت و ايشان را به منافع دنيا و آخرت و حصول مقاصد و مقامات و اعزاز و امتياز از ديگران و دخول بهشت و وصول به درجات قرب بارگاه الهى بشارت داده فرمود كه هرچه گفتم ، هر كه اطاعت نمايد و در تبليغ رسالت من امداد نموده مطيع و فرمانبردار من باشد ، آن شخص
هامش
( 1 ) . مسند احمد حنبل ج 1 ، ص 111 و 195 . ( 2 ) . نهج الحق ص 213 و عمدة ابن بطريق ص 121 ، از تفسير ثعلبى نقل كرده‌اند . ( 3 ) . سوره شعراء ، آيه 214 .