تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
وصى معنى اول است . جوابش آنكه معنى اول هم به معنى ثانى كه خلافت است ، بر مىگردد ؛ چه معنى خليفه پيغمبر نيست الا آنكه پيغمبر كسى را وصى كرده باشد كه به علم شريعت مردمان را واقف سازد و خلق را هدايت كند و حفظ قوانين شريعت نمايد و كجا بود اين حفظ و هدايت و علم خلفاى ثلاثه كه در كار خود حيران بودند چه جاى آنكه ضبط معانى كتاب و سنت توانند نمود ! و بعد از تسليم مىگوئيم وصى به معنى امام و خليفه است ؛ دليل بر آنكه حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله على عليه السّلام را به منزله « يوشع » ، وصى و امام و خليفه بود بعد از موسى عليه السّلام چنانچه علما و صاحبان تواريخ تصريح كرده‌اند از آن جمله ، محمد شهرستانى در كتاب ملل و نحل گفته است « 1 » كه چون موسى از حق تعالى درخواست كه هارون را با من شريك گردان و گفت كه « اشركه فى امرى » « 2 » حق تعالى در آن امر ، هارون را شريك او گردانيد و او وصى موسى بود و چون دنيا را وداع نمود وصايت به يوشع منتقل شد كه به طريق وديعت با او باشد تا آنكه به پسران هارون شبّر و شبّير برساند و در كشف الغمّه « 3 » و كتاب مناقب چندين حديث ديگر به همين مضمون منقول است رعايتا للاختصار به همين سه حديث اقتصار نمود چه در اثبات مدّعاى ما كافى است . و حديث ديگر كه نزديك است به حديث مذكور حديثى است كه از ابن مغازلى شافعى به سند او از رسول خدا عليه السّلام مروى است « 4 » كه آن حضرت فرمود : « لكل نبى وصىّ و وارث و ان وصيى و وارثى ، على بن أبي طالب » ؛ يعنى به درستى كه هر پيغمبرى را وصى و ميراث‌برنده‌اى بود به درستى كه وصى و ميراث‌برنده از من ،
هامش
( 1 ) . ملل و نحل شهرستانى ج 1 ، ص 192 . ( 2 ) . سوره طه ، آيه 32 . ( 3 ) . كشف الغمه ج 1 ، ص 63 . ( 4 ) . مناقب ابن مغازلى حديث 238 ، ص 201 .
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 182 | المحقق الأردبيلي / صادق حسن زاده