سيد المرسلين است و باطنش در ذكر اسرار و معارف ربانيّه است كه آن نيز ثبت دفاتر عوارف اهل بيت است . پس اين فقير بنابه رعايت اختصار اكتفا به همين قدر از آيات نمود و چون از دلايل نقلى كه از قرآن است يا اخبار آيتى چند كه عجالتا به نظر آمده بود ذكر كرده شد ، از احاديث نيز اگر چه غير متناهى است و مؤالف و مخالف در آن باب تصنيفات ساختهاند و كتابها پرداختهاند و از اخبار متواتره داله بر امامت كه مجمع عليه فريقين است از روى اختصار به اندكى اقتصار مىرود .
حديث اول : علامه حلى در كتاب نهج الحق و كشف الصدق ذكر نموده « 1 » و گفته روايت كرده است احمد بن حنبل در « مسند » خود از حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله كه آن حضرت فرمود : « كنت انا و على بن أبي طالب نورا بين يدى اللّه من قبل ان يخلق آدم باربعة عشر ألف عام فلمّا خلق اللّه تعالى آدم قسّم ذلك النور جزءين فجزء أنا و جزء علىّ » ، يعنى من و على هر دو يك نور بوديم در نزديك حق تعالى پيش از مخلوق شدن آدم صفى عليه السّلام به چهارده هزار سال پس چون خداى تعالى آدم را خلق نمود آن نور را منقسم به دو قسم ساخت يك جزء از آن ، منم و يك جزء از آن ، على عليه السّلام است . و در حديث ديگر كه از ابن مغازلى شافعى منقول است چنين مذكور است :
« فلمّا خلق اللّه تعالى آدم ركّب ذلك النور فى صلبه فلم يزل فى شىء واحد حتى افترقا فى صلب عبد المطلب ، ففىّ النّبوّة و فى على الخلافة » و اين روايت با روايت اول تا به لفظ « فلما خلق اللّه تعالى آدم » موافق است و معنى تتمه روايت اين است كه پس چون خلق كرد حق تعالى آدم را آن نور را با او تركيب داد و به صلب آدم در آورد و از صلب او به صلبى به همان طريق كه بود انتقال مىفرمود تا آنكه به عبد المطلب رسيد ؛ پس در من نبوت و در على خلافت به ظهور آمد .
و اين خبر كه ابن مغازلى نقل كرده « 2 » از جابر بن عبد اللّه مروى است و اين
هامش
( 1 ) . نهج الحق و كشف الصدق ص 212 ؛ الطرائف ابن طاوس ص 15 ( هر دو از مسند احمد نقل كردهاند ) و مناقب خوارزمى ص 145 .
( 2 ) . « مناقب » ابن مغازلى حديث 131 و 132 ، ص 89 .