الزّمان داعى و خوانندهاى به سوى ملت او كه مراد محمد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و اهل بيت او باشند و فرقى نيست ميان حمل كردن « لسان صدق » بر محمد و آل محمد يا حمل نمودن بر امير المؤمنين عليه السّلام و بهر تقدير ، مطلب كه افضليت آن حضرت است ثابت است و تقديم او بر ديگران واجب .
در تكميل ختم آيات قرآنى اين دو سه كلمه را علاوه زنگزداى گوشزد ارباب بصيرت مىنمايد : در « مسند احمد حنبل » مسطور است كه ابن عباس رضى اللّه عنه گفت : « ما فى القرآن آية الّا و علىّ رأسها و قائدها و شريفها و اميرها » « 1 » ؛ يعنى هيچ آيه در قرآن نيست مگر آنكه على رأس و رئيس آن است ، يعنى عمدهء در نزول آيه آن حضرت است و قائد آن است به معنى كشنده آن و باعث نازل شدن آن و شريف آن است ، يعنى سبب بزرگ شدن آن آيت است و امير آن است ، يعنى امركننده به آن آيه ، آن حضرت است .
و ايضا از ابن عباس مروى است كه فرمود : « لقد عاتب اللّه تعالى اصحاب محمد صلّى اللّه عليه و آله و ما ذكر عليّا الّا بخير » « 2 » ؛ يعنى به تحقيق كه خطاب و عتاب فرموده حق تعالى در قرآن مجيد و سخن سخت از سر خشم و حجت گرفتن به اصحاب محمد و ياران او و همصحبتان او گفته ، ليكن امير المؤمنين را در قرآن مجيد ياد نكرده مگر به نيكى و حرمت ، و نام نبرده مگر به عزّت و مكرمت . و نيز از ابن عباس مروى است كه فرمود : « ما نزل فى احد من كتاب اللّه ما نزل فى على عليه السّلام » « 3 » ؛ يعنى نازل نشده است در شأن هيچ احدى در قرآن مجيد از آيات قرآنى و تنزيلات سبحانى آن قدر كه در شأن امير المؤمنين عليه السّلام نازل شده .
و هم از ابن عباس رضى اللّه عنه مروى است كه فرمود : « ما انزل اللّه آية فيها يا أيها الذين
هامش
( 1 ) . فضائل الصحابة احمد حنبل ج 2 ، ص 654 .
( 2 ) . نهج الحق ص 210 ؛ تاريخ الخلفاء ص 171 .
( 3 ) . نهج الحق ص 210 ؛ تاريخ الخلفاء سيوطى ص 171 .