آمنوا الا و على رأسها و اميرها » « 1 » ؛ يعنى فرو نفرستاد حق تعالى آيتى از آيات كلام مجيد را كه مؤمنان را مخاطب ساخته باشد . و « يا أيها الذين آمنوا » فرموده باشد مگر آنكه آن حضرت سر كرده آن جماعت و امير آن طايفه است كه مشرف به شرف خطاب حضرت عزت - جل ذكره - شدهاند . « 2 »
و ايضا در « مسند احمد حنبل » مذكور است « 3 » كه مجاهد كه از اكابر مفسران اهل سنت است اعتراف نموده كه « نزل فى علىّ سبعون آية » ؛ يعنى هفتاد آيه نزد ما به صحت رسيده كه در شأن على عليه السّلام نازل شده . و در « مناقب خوارزمى » « 4 » هم قريب به اين مذكور است و اين آياتى است كه مخالفان محملى ديگر به جهت آن پيدا نتوانستند كرد ، چون در زمان خلفاى بنى عباس بودند و اكثر ايشان عقيدهء تشيّع داشتند از براى رفع تهمت عداوت و ناصبى بودن اعتراف به اين نمودند يا آنكه حق تعالى به موجب « الفضل ما شهدت به الاعداء » حق و راستى به زبان قلم ايشان جارى گردانيده تا در روز قيامت بر ايشان حجت باشد و انكار نتوانند نمود .
اما علماء مذهب حقه اثنىعشريه بعضى سيصد و شصت آيه و بعضى سيصد و هشتاد آيه از آيات كلام ربّانى كه هر يك از آن جداگانه دليلى است بر خلافت امير المؤمنين عليه السّلام استخراج نمودهاند « 5 » و اگر تتبع كاملى به فعل آيد زياده برين نيز مىتوان يافت و از امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است « 6 » كه فرمود : يك ثلث از قرآن در بيان كمالات و حالات اهل بيت عليهم السّلام است و يك ثلث در مثالب و مطاعن مخالفين ايشان است - لعنهم اللّه - و يك ثلث ديگر ظاهرش در بيان احكام شريعت
هامش
( 1 ) . نهج الحق ص 210 ؛ مناقب خوارزمى ص 267 .
( 2 ) . ده بيت شعر از ملا حسن كاشى ( كاشف ص 96 ) .
( 3 ) . احقاق الحق ج 3 ، ص 476 ؛ نهج الحق ص 209 از مسند حنبل .
( 4 ) . احقاق الحق ج 3 ، ص 476 ؛ نهج الحق ص 209 از مسند حنبل .
( 5 ) . « الصراط المستقيم » ج 1 ، ص 249 .
( 6 ) . تفسير فرات الكوفى ص 138 ؛ الكافى ج 2 ، ص 627 .