امروز تا روزى كه عيسى عليه السّلام از آسمان نزول فرمايد برحقاند و در راه حق ثابت قدم خواهند بود و تا آن روز هرگز دنيا از وجود ايشان خالى نخواهد بود و اصل كلام درين مقام آنكه ، از آيه و روايت مفهوم مىشود كه بعضى از امت محمد صلّى اللّه عليه و آله بر حق بودهاند و خواهند بود .
و مقتضاى جمع ميان اين دو روايت و روايت ابن مردويه آن است كه مراد به طايفه مذكوره در امت مسطوره ، امير المؤمنين على بن أبي طالب عليه السّلام است و شيعيان و محبّان آن حضرت باشند و ظاهر و هويداست كه خلفاى ثلاثه و متابعان و پيروان ايشان هرگز از شيعه على نبودهاند و نيستند و نخواهند بود و مخالفت و مباينت ميان آن گروه و شيعيان آن حضرت در هر عصر و زمانى كمال ظهور داشته و دارد .
و قاضى ابن خلّكان در تاريخ خود در بيان احوال خسران مآل على بن جهم قريشى ناصبى « 1 » ، گفته است كه على بن جهم را در دشمنى على بن أبي طالب عليه السّلام معذور بايد داشت از آن جهت كه محبت امير المؤمنين عليه السّلام با تسنّن جمع نمىشود چه سنى حقيقى آن است كه به واسطه قتل عثمان از بغض و عداوت على بىبهره نباشد ؛ و هرگاه اين طايفه برحقاند البته بايد كه آن فرقه بر باطل باشند چرا كه بر هيچ عاقل پوشيده نيست كه حق در دو طرف و دو جهت مختلف نمىباشد و همين دليل ، مدّعاى ما را كافى است .
آيه مباركه ديگر آنكه فرموده :
وَ لَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلًا إِذا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّونَ
« 2 » ؛ يعنى چون زده شد به پسر مريم مثل قوم تو از آن فزغ كنند و صداها بردارند . و فخر رازى در تفسير اين آيه ، سه قول نقل كرده « 3 » : يكى آنكه مشركان گفتند عيسى عليه السّلام مخلوق است و معبود نصارى پس روا باشد كه اللّه ما نيز معبود باشد ؛ يا
هامش
( 1 ) . ر . ك : شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 3 / 122
( 2 ) . سوره زخرف ، آيه 57 .
( 3 ) . تفسير فخر رازى ج 27 ، ص 220 .