كه عبادت من در برابر عبادت آن حضرت قدرى ندارد ! و از احاديث ظاهر خواهد شد كه آن حضرت در هر يك از اين صفات به مرتبهاى است كه ديگرى را قدرت رسيدن به آن مرتبه نباشد ؛ پس او اعبد باشد چنانچه خواجه نيز در « تجريد » اشاره به آن نموده و گفته است « و لانّه اعبدهم » « 1 » و هرگاه اعبد باشد ، افضل است و چون افضل است ، تقديم غير بر او جايز نيست .
و آيهء كريمه ديگر آنكه فرموده :
وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُهاجِرِينَ
« 2 » و اين آيه نص است بر امامت آن حضرت از جهت آنكه دلالت دارد بر اين كه اولى به حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله كسى است كه در او اين سه صفت باشد از ايمان و خويشى و مهاجرت ؛ و اجماع اهل اسلام است بر اينكه بعد از رسول خدا سه كس بودهاند كه در امامت ايشان اختلاف شد ، أبو بكر و عباس و امير المؤمنين عليه السّلام و عباس اگر چه مؤمن و خويش بود امّا مهاجر نبود و أبو بكر بر تقدير صحت ايمان و هجرتش از اولو الارحام نبود ، پس متعيّن شد كه اولى به امامت و خلافت ، امير المؤمنين عليه السّلام است .
و آيه كريمه ديگر آيهء
هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَ مَنْ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ هُوَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
« 3 » است از ابن عباس رضى اللّه عنه مروى است « 4 » كه او گفت مراد از آن كسى كه امر به عدل مىنمايد و به راه راست ثابت قدم است ، امير المؤمنين عليه السّلام است و حق تعالى در اين آيه مثل زده است از براى ذات بىشبهه خود و فيضهائى كه از او به بندگان رسيده و خواهد رسيد از نفعهاى دنيوى و دينى و از براى بتانى كه مسجود كفارند كه نفع دنيوى خود از آن بتان متصور نيست و در آخرت مشركان به سبب
هامش
( 1 ) . تجريد الاعتقاد ص 274 .
( 2 ) . سوره احزاب ، آيه 6 .
( 3 ) . سوره نحل ، آيه 76 .
( 4 ) . نهج الحق حلّى ص 205 ؛ كشف الغمه ج 1 ، ص 324