عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلًا
« 1 » در تفاسير اهل بيت و غيرهم مسطور است « 2 » كه آيه در شأن امير المؤمنين عليه السّلام و حمزه و جعفر بن أبي طالب و عبيدة بن حارث نازل شده . مىفرمايد كه آنانى كه به خدا و رسول و روز قيامت ايمان آوردند ، دو قسماند : يكى آنانىاند كه به عهدى كه با خدا و رسول بستهاند وفا نمودند و ثبات قدم ورزيدند تا شهيد شدند چون حمزه كه در احد شربت شهادت چشيده و عبيده كه در جنگ بدر فايز به سعادت شهادت شد و جعفر طيّار كه در جنگ موته مرتبهء شهادت يافت ؛ و قسمى ديگر آنانند كه انتظار شهادت دارند و آرزوى آن مىنمايند چون حضرت امير المؤمنين عليه السّلام و ايشان تغيير عهد ندادند و سخن خود را بدل به سخن ديگر نساختند ، بخلاف آن جماعتى كه نه در معركه ثبات قدم ورزيدند و نه آرزوى اين مرتبه كردند بلكه در جنگها كارشان گريختن و در وقت ايمنى انتظار حكومت و آرزوى رياست داشتند .
و از امير المؤمنين عليه السّلام مروى است كه در وقت تلاوت اين آيه مىفرمود : « فينا نزلت و اللّه و انا المنتظر و ما بدلت تبديلا » « 3 » ؛ يعنى به خدا قسم در شأن ما نازل شده و آن انتظاركشنده كه حق تعالى فرموده ، منم و آنكه تبديل سخن خود نكرد من بودم و بالجمله ، مراد از استشهاد به اين آيه آن است كه صادق العهد و منتظر ، حضرت امير المؤمنين بود و كسى كه حق تعالى او را به اين دو صفت ستوده ياد كند ، نسبتى به ديگران نخواهد داشت و مستحق خلافت و نيابت ، او خواهد بود نه ديگرى .
آيهء ديگر اين است كه
أَ فَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمى إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ
« 4 » ؛ يعنى آيا آن كس كه هرچه فرستاده باشد به سوى
هامش
( 1 ) . سوره احزاب ، آيه 23 .
( 2 ) . الغدير ، ج 2 ، ص 51 .
( 3 ) . شواهد التنزيل ج 2 ، ص 5 .
( 4 ) . سوره رعد ، آيه 19 .