مِنْهُ وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى
« 1 » ؛ يعنى آيا آن كسى كه باشد او را برهانى از پروردگار خود كه او را دلالت به راه راست كند و از پى در آيد برهان او را كه دليل عقل است گواهى از خداى تعالى كه به صحت آن گواهى دهد و آن قرآن است ، برابر باشد با كسى كه رياست طلبد و عمل نه بر وجه صواب كند ؟ و بعضى گفتهاند كه صاحب بيّنه ، مؤمنان اهل كتابند ، يا هر مؤمن مخلص و « شاهد » پيغمبر است و از طريق اهل بيت عليهم السّلام مرويست « 2 » كه صاحب بيّنه ، رسول اللّه و شاهد ، امير المؤمنين عليهما السّلام است و آن كه پيش از قرآن اين تابع او بوده تورات كه كتاب موسى عليه السّلام است چه در تصديق نبى امّى و بشارت به وجود او تابع يعنى موافق قرآن است .
و ابن جرير طبرى « 3 » و ثعلبى « 4 » و حافظ ابو نعيم « 5 » از عبد اللّه از سدىّ و مجاهد و فخر رازى در « تفسير كبير » « 6 » ، ذكر « من » در « منه » از براى بيان جنس است ، يعنى اين شاهد از محمد است و شك نيست كه گواه بر امامت او بايد كه اعدل و اشرف خلايق باشد خصوصا وقتى از او باشد و لفظ « يتلوه » دليل بر آنكه او دوّم رسول است بىفاصله ، زيرا كه تالى ، آن است كه در پهلوى چيزى باشد پس چگونه مقدم توان داشت بر او ، غير از او را و ديگرى را تالى ساختن ، و مؤيد مطلوب است حديث « انت منّى و انا منك » و شرف اختصاص به غير از آن حضرت ديگرى نيافت و اين آيه نيز به اعتراف خصم دليلى است ظاهر و حجتى است باهر .
و آيهء كريمهء ديگر آنكه فرموده :
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ
هامش
( 1 ) . سوره هود ، آيه 17 .
( 2 ) . مجمع البيان 5 / 226 .
( 3 ) . تفسير طبرى 12 / 10 .
( 4 ) . عمدة ابن بطريق ص 261 از تفسير ثعلبى .
( 5 ) . النور المشتعل ص 106 .
( 6 ) . تفسير فخر رازى 17 / 201 .