فرمود اين كلمه را سنّتى گردانيدم تا هر مصيبت زدهاى كه به آن حضرت اقتدا كند و اين كلمه بگويد ، از من بر وى صلوات و رحمت باشد و رحمت از جانب حق تعالى به شخصى به تنها ، مخصوص به معصوم است و اينجا رحمت الهى مخصوص به آن حضرت است و اين دال است بر عصمت او و چون رحمت ثابت شد ، امامت ثابت است ؛ و وجه دوم حصر كمال اهتدا و راه يافتن بندگان به راه نمودن او در
أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ
« 1 » چنانچه در آيه
إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ
« 2 » و در آيه
إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ
« 3 » گذشت و اين دلالت بر افضليّت دارد و هرگاه افضل شد ، اولى و احق به امامت خواهد بود چنانچه در فصل ثانى در تفسير آيه
أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ
« 4 » گذشت .
آيهء ديگر
سَلامٌ عَلى إِلْياسِينَ
« 5 » است ؛ يعنى سلام بر الياس و قوم او .
چنان كه گويند فلانيان و بعضى گفتهاند الياسين هم نام اوست چون سينا و سينين و از قرّا ، نافع و ابن عامر و يعقوب ، آل يس خواندهاند .
و از ابن عباس مروى است « 6 » كه مراد از آل يس ، آل محمد است ؛ چرا كه « يس » از نامهاى بزرگوار آن حضرت است و ابن حجر در « صواعق » از فخر رازى نقل كرده « 7 » و گفته كه اهل بيت رسول اللّه در پنج چيز مساوى آن حضرتاند و با او برابر :
يكى در سلام كه حق تعالى فرموده « السلام عليك أيها النبى » و فرموده
سَلامٌ عَلى
هامش
( 1 ) . سوره بقره آيه 156 .
( 2 ) . سوره رعد ، آيه 7 .
( 3 ) . سوره انسان ، آيه 3 .
( 4 ) . سوره يونس ، آيه 35 .
( 5 ) . سوره صافات ، آيه 130
( 6 ) . شواهد التنزيل ج 2 ، ص 169 .
( 7 ) . الصواعق المحرقه ابن حجر ص 47 .