گفت : يا رسول اللّه در آن وقت گوئيا روح از تن من رفته بود و پشتم سست شده كه شما هر يك از اصحاب را با يكديگر برادر كرديد و به من التفات نفرموديد در خاطرم مىگذشت كه مبادا غبارى در خاطر مبارك از من نشسته باشد . پس رسول خدا فرمود : به آن خدائى كه مرا به راستى به خلق فرستاده كه تو را از براى خود گذاشته بودم چه تو از براى من به جاى هارونى از براى موسى ، بلى بعد از من پيغمبرى ديگر نخواهد بود و تو برادر و وارث و وزير منى و تو با فاطمه ، با من خواهيد بود در خانه من در بهشت و توئى يار و رفيق من . چون اين كلمات را بر زبان مبارك راند فرمود : « إخوانا على سرر متقابلين المتحابون فى اللّه ينظر بعضهم الى بعض » ؛ يعنى برادران بر تختها مىباشند روبروى هم نشسته به دوستى حق تعالى روى يكديگر را مىبينند .
و از ابو هريره منقول است كه گفت شنيدم كه على عليه السّلام با رسول خدا ، گفت : يا رسول اللّه كداميك از من و فاطمه را دوستر مىدارى ؟ در جواب فرمود كه « فاطمة احبّ الىّ منك و انت اعزّ علىّ منها » « 1 » يعنى فاطمه عليها السّلام دوستتر است به سوى من از تو و تو عزيزترى نزد من از او . و بعد از آن فرمود : گويا مىبينم كه تو در كنار حوض كوثر نشسته و مردمان را آب مىدهى و در كنار آن حوض ابريقها هست از هر قسمى به عدد ستارگان آسمان و تو و حسن و حسين و فاطمه و عقيل و جعفر چون برادران در بهشت بر تختهاى زر و جواهر روبروى هم نشسته و شيعيان تو با من در بهشت خواهند بود و بعد از آن اين آيه را خواند كه
« إِخْواناً عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ
« 2 » لا ينظر احدهم فى قفاء صاحبه » ؛ يعنى برادران در تختها روبروى هم باشند كه هيچ كس پى سر ديگرى را نخواهد ديد . چه هركس كه حركت مىكند تخت او نيز همراه او مىگردد تا همه روى يكديگر را مىديده باشند .
هامش
( 1 ) . نهج الحق ص 206 .
( 2 ) . سوره حجر ، آيه 47 .