و از حديث اول ظاهر مىشود كه او به جاى هارون است و مناسبتى و مثليّتى با رسول خدا دارد كه هيچ كس به غير از او قابل و لايق برادرى و برابرى پيغمبر نيست و برادر و وزير و وارث او است نه ديگرى . و از حديث دوم فهميده مىشود كه او از فاطمه عزيزتر است و ظاهر است كه فاطمه از همه كس عزيزتر بود نزد آن حضرت و چون آن حضرت او را عزيزتر از فاطمه خطاب فرموده باشد ؛ به طريق اولى از همه كس عزيزتر است و پيداست كه شخصى كه از همه كس نزد رسول خدا عزيزتر باشد . از همه كس افضل است و افضل امام است نه ديگرى .
و آيه ديگر در سورهء محمد است كه
وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ
« 1 » مضمون اين آيه با سابق و لا حق بيان حال منافقان است كه نفاق را پنهان كردند از رسول به تصور آنكه ظاهر نمىگرداند حق تعالى كينهها و مكرهاى ايشان را . حق تعالى مىفرمايد كه اگر خواهيم ايشان را بنمائيم و علامات ايشان را ظاهر كنيم پس تو بشناسى ايشان را به علامات دالّه بر كينه و نفاق و هرآينه بشناسى تو ايشان را در گردانيدن سخن از صوب صواب به جهت تعريض و توريه و خداى تعالى مىداند كردار هر كسى را و مناسب آن ، جزا خواهد داد . آوردهاند كه بعد از نزول اين آيه هيچكس از اهل انكار و نفاق نبود الّا كه آن حضرت مىشناخت او را و در خلوت به امير المؤمنين عليه السّلام تفصيل حالات آينده و كردار قوم را جميعا گفت و او را وصيت به صبر فرمود .
حافظ ابو نعيم و جمهور اهل سنت از ابو سعيد خدرى نقل كردهاند « 2 » كه مراد از
وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ
، بغض و دشمنى منافقان امير المؤمنين است .
و در كتاب كشف الغمّه از حافظ أبو بكر موسى بن مردويه نقل كرده « 3 » كه او در
هامش
( 1 ) . سوره محمد ، آيه 30 .
( 2 ) . النور المشتعل ص 227 .
( 3 ) . كشف الغمّه ج 1 ، ص 320 .