تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
كتاب خود نقل مذكور را بعينه آورده « 1 » و بعد از آن گفته به صحت رسيده كه ابن عباس پسر عمّ حضرت رسالت پناه به حضرت شكوه نمود كه قريش چون ما را مىبينند چشم و رو را در هم مىكشند و اگر حرف مىزنند از رسيدن ما قطع حرف و حديث مىكنند . پس رسول خدا غضبناك شده غضبى سخت به طريقى كه رنگ مباركش سرخ شد و پيشانى نورانيش عرق كرد و گفت به آن خدائى كه نفس من به دست قدرت اوست داخل نمىشود در دل هيچ‌كس ايمان الّا به دوستى شما به جهت خدا و رسول . و معنى آيه آنست كه به درستى كه آنان كه گرويدند و اعمال پسنديده كردند زود باشد كه پديد كند از براى ايشان حق تعالى دوستى در دلهاى خلق ، يعنى محبت ايشان را در دلهاى پاك افكند بىسببى و بىواسطه‌اى و در حديث است كه چون حضرت حق سبحانه و تعالى بنده را دوست دارد جبرئيل عليه السّلام را گويد من فلانى را دوست مىدارم تو نيز او را دوست‌دار ، جبرئيل او را دوست دارد و منادى جبرئيل در آسمان ندا كند : حق تعالى فلانى را دوست مىدارد و من هم او را دوست مىدارم ، شما هم او را دوست داريد ؛ پس آسمانيان او را دوست دارند . و از امام جعفر صادق عليه السّلام مروى است كه « ودّا » كه حضرت حق سبحانه و تعالى فرمود ، ولايت امير المؤمنين عليه السّلام است . و هم آن حضرت فرموده و ابن بابويه در اعتقاداتش ذكر كرده كه « ولايتى منه احبّ من ولادتى منه » « 2 » ؛ يعنى دوستى حضرت امير المؤمنين عليه السّلام نزد من خوش‌تر است از فرزندى من از او . و چون آيه در مقام امتنان واقع شده با آنكه فرموده من محبت او را در دلهاى خلق افكنم البته دلالت بر عصمت آن حضرت نيز دارد چه دوست داشتن را سببى به از عصمت نيست و هرگاه حق تعالى با شخصى در اين
هامش
( 1 ) . صواعق ، ص 170 . ( 2 ) . اعتقادات صدوق ، ص 112 .
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 143 | المحقق الأردبيلي / صادق حسن زاده