تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
كس كه آمده است از جانب حق تعالى به صدق و راستى به خلق و آنكه تصديق به او كرده قبل از همه كس . و فخر رازى را در اين مقام گاو تازى به خاطر رسيده و گفته « 1 » : سبقت اسلام مخصوص به على عليه السّلام و ابى بكر است و چون على عليه السّلام در آن وقت طفل بوده و معلوم است كه تصديق او در آن زمان باعث مزيد قوّتى و شوكتى نبود ، پس حمل اين لفظ را كه « صدق به » است به أبو بكر نمودن اولى مىنمايد ! ؟ ليكن دليل او از بابت شبهات او ظاهر البطلان است چرا كه اگر روايتى در شأن أبو بكر واقع مىبود او را احتياج به رياضت كشيدن و دليل گفتن نبود با آنكه روايتى كه دعوى كرده است باطل است ؛ زيرا كه درجهء نبوّت و پيغمبرى بلندتر از رتبه اسلام است و هرگاه حق تعالى در شأن يحيى و عيسى و يوسف عليهم السّلام در طفوليت تجويز نبوّت كند چنانچه از آيات قرآنى ظاهر است كه
وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا
« 2 » و ديگر فرموده
وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا
« 3 » و ديگر آنكه
لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ
« 4 » و هرگاه طفل صاحب نبوت و وحى تواند بود به طريق اولى صاحب ايمان و اسلام تواند بود و ديگر آنكه چنانچه كسى كه در اسلام تولد نموده باشد او را نمىگويند ايمان آورد على عليه السّلام در خدمت رسول خدا به وجود آمده و با آن حضرت بزرگ شده و هرگز بت نپرستيده بود ، پس تصديق نمودن به او اولى و انسب است و ايمان آوردن به ابى بكر كه چهل سال بلكه بيشتر در بت‌پرستى عمرش گذشته بود و ديگر آنكه بعضى از اصحاب ما گفته‌اند « 5 » كه عمر آن حضرت در وقت تصديق نمودن پانزده سال بود و بعضى چهارده نيز گفته‌اند و از اهل سنت نيز برخى بر آن رفته‌اند و بعضى چون
هامش
( 1 ) . تفسير فخر رازى ج 26 ، ص 279 . ( 2 ) . سوره مريم ، آيه 12 . ( 3 ) . سوره مريم ، آيه 30 . ( 4 ) . سوره يوسف ، آيه 15 . ( 5 ) . احقاق الحق ج 3 ، ص 182 .