بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ
« 1 » ؛ يعنى هرآينه خليفه مىگرداند خداى تعالى ايشان را در زمين هم چنان كه خليفه گردانيد كسانى را كه پيش از ايشان بودند و هرآينه تمكين و قوّت مىدهد از براى ايشان دين ايشان را آنچنان دينى كه پسنديده است از براى ايشان ، يعنى دين اسلام و به آن راضى شدهاند و هرآينه بدل مىدهد ايشان را از پس ترس از دشمنان كه پرستند مرا در زمان خلافت و شريك نسازند چيزى را با من ، يعنى محبت مال و جاه ايشان را از عبادت و توحيد بازندارد و هر كه در آن نعمت كه ولايت على بن أبي طالب است كفران ورزد و وعدهء الهى را سهل شمرد پس آن گروه كافر نعمتانند و فاسقان و عاصيان خدا و رسولند و آنچه نقل كرده شد جمهور اهل سنت به همين تفصيل نقل كردهاند و از ايشان مشهور و متواتر است پس كسى را انكار آن نرسد و در تفسير اهل بيت عليهم السّلام مذكور است كه كفران نعمت ، اول طايفهاى كردند كه بناى مخالفت اهل بيت نهادند .
و ايضا مذكور است كه مراد به آن خليفه ، حضرت صاحب الامر است كه حضرت عزت جميع بلاد مشرق و مغرب را به دست وى خواهد گشود نه آنان كه بعد از رسول خلافت كردند و در زمان ايشان بعضى از بلاد مفتوح شد چنان كه اهل خلاف مىگويند ؛ دليل بر حقيقت اين قول آنكه تمكن از دين پسنديده و تبديل خوف به ايمنى به آن حد نرسيده بود كه در آيه ذكر شده و آن در زمان صاحب الامر عليه السّلام به فعل خواهد آمد و آنكه حمل كردهاند مخالفان خلافت را در صحابه به نص اين آيه ، غلط كردهاند چه اگر نص خدا و رسول بودى احتياج به اختيار صحابه به ابى بكر را و نص ابو بكر بر عمر و از عمر به شورى نبودى و هرگاه نص صريح مثل
إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ
باشد به اجماع و بيعت حاجت نمىافتد و دليل بر آنكه مراد ب « نباء عظيم » در
عَمَّ يَتَساءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ
هو نبأ عظيم و
هامش
( 1 ) . نور ، آيه 55 .