تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
الْأَكْبَرِ
الى آخره است كه آيه سيم از ابتداء اين سوره باشد . در « مسند احمد حنبل » « 1 » مسطور است كه « هو على حين اذن بالآيات من سورة براءة حين انفذها النبى صلّى اللّه عليه و آله مع ابى بكر و اتبعه بعلىّ فردّه و مضى بها على و قال النبى صلّى اللّه عليه و آله قد امرت ان لا يبلغها الّا انا او واحد منّى » ؛ يعنى آن مؤذّن على بود كه احكام را به اهل مكه رسانيد و وقتى كه آگاه ساخت به آن آيات كه از سوره برائت بود . اهل مكه را هنگامى كه فرستاد آن آيات را به ابى بكر و على عليه السّلام را از پى او فرستاد و او را برگردانيد و خود ، آن آيات را برد و خوف نداشت با آنكه چندين كس از اكابر و اهالى مكه را كشته بود و موسى عليه السّلام با آنكه يك كس از فراعنه را كشته بود چون مأمور شد كه به هدايت فرعون رود گفت : خوف دارم ، كه از ايشان مردى را كشته‌ام . و چون أبو بكر برگشت و از وجه برگشتن خود و عزل مرتبه تبليغ سوره پرسيد ، رسول اللّه گفت : از جانب خدا مأمور شدم كه نبايد كه آن آيات را برساند مگر من و يا شخصى كه از من باشد . و مروى است كه چون امير مؤمنان عليه السّلام عذر گفت كه من خطيب نيستم و خرد سالم ، رسول خدا فرمود كه به امر الهى ناچار است كه يا من بروم يا تو . پس حضرت امير عليه السّلام گفت هرگاه چنين است بروم . رسول خدا فرمود كه برو كه حق تعالى زبان و دل گويا و ثابت به تو ارزانى مىدارد و يكى از معاندين گفته كه فرستادن پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله على عليه السّلام را بعد از ابى بكر به جهت اين بود كه در ميان عرب مقرّر و معهود بود كه اگر عهد و پيمان در ميان آيد به غير از قول آن عهدكننده يا يكى از خويشان او را اعتبار ننمايند و چون رسول در مكه با قبايل عرب عهد كرده بود و دو سه قبيله نقض عهد كرده بودند به جهت تنبيه ايشان مىبايست كه خود برود يا خويشى از او ، از اين جهت على را فرستاد نه آنكه ابا بكر را قابليت اين كار نبود . جواب آنكه خدا و رسول خدا منزّه و مبرّايند از آنكه فعل عبث كنند پس فرستادن كسى را مرتبه اول و بازگردانيدن او را بايد كه بنا بر غرضى معتدّ به باشد و
هامش
( 1 ) . مسند ، ج 1 ، ص 3 .