تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
چون دليلست بر فضيلت و بزرگى شخصى كه در مرتبه ثانى فرستاده يا بلند شدن نام و آوازهء او يا آنكه مردمان بدانند كه از ديگران اين كار نمىآيد يا اين امر از آن شخصى كه اول فرستاده‌اند متمشّى نمىشود و اگر در اين مقام ، اول سوره را با امير المؤمنين عليه السّلام مىفرستاد احتمال داشت كه مردمان را گمان شود كه در ميان اين جماعت غير از آن حضرت ديگرى نيز بوده كه صلاحيت اين كار داشته باشد و آنكه گفته كه در ميان عرب مقرّر و معهود بوده اگر آن قاعده مقرّر مىبود البته رسول خدا نيز مىدانست و بر او مخفى نمىبود پس اينكه آخر از قاعدهء عرب خبردار شده باشد معنى ندارد ؛ پس مشخص شد كه سرّ آن امر اين است كه مردمان بدانند كه ابى بكر را نزد اللّه تعالى قابليت اين امر نبوده و هرگاه قابل اين قسم امرى نباشد ، البته امر امامت را قابل نخواهد بود . آيه مباركه ديگر در سوره نور است كه
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ
« 1 » تا آخر آيه ، كه اهل سنّت از حسن بصرى كه رئيس و مقتدا و واعظ و صاحب حالش مىدانند نقل كرده‌اند « 2 » كه گفت : مراد از « مشكاة » فاطمه زهرا است و « مصباح » امام حسن و امام حسين‌اند و « زجاجة » كه گوئيا ستاره درخشنده است فاطمه است در ميان زنان دنيا و « شجرهء مباركه » حضرت ابراهيم است كه نه شرقى است و نه غربى ، يعنى نه يهود و نه نصرانى است ، « يكاد زيتها يضيء » ، علمى است كه از او به ديگران رسيده ، « نور على نور » امامى است بعد از امامى كه از ذريّهء او تا قيامت باشد و حق تعالى راه نمايد به سبب او هر كه را خواهد كه واسطهء هدايت خلايق شود و هرگاه حق تعالى در شأن فاطمه و حسنين عليهم السّلام اين مثل زده باشد و اين مرتبه قرار داده باشد ، پس به
هامش
( 1 ) . سوره نور ، آيه 35 . ( 2 ) . نهج الحق ، ص 207 .
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 134 | المحقق الأردبيلي / صادق حسن زاده