تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
كبير » « 1 » در ترجمه محمد بن جرير شافعى ذكر نموده كه او را كتابى است مشتمل بر دو مجلّد كه احاديث غدير خم را در آن جمع كرده و نقل نموده كه ابو المعالى جوينى شافعى كه مشهور به امام الحرمين تعجب مىكرده و مىگفت كه در بغداد كتابى در دست صحّافى ديدم در پشت آن نوشته بود كه جلد بيست و هشتم از طرق « من كنت مولاه فعلىّ مولاه » و از ابو على عطاى حمدانى منقول است كه گفته من اين حديث را از دويست و پنجاه طريق روايت دارم و شيخ محمد جزرى شافعى كه از اكابر ائمه حديث اهل سنّت است رساله مشهور « 2 » در تواتر حديث غدير دارد و تواتر اين حديث را در آنجا به چندين طريق اثبات نموده و بالجمله اين خبر را شيوع و ظهور نه در مرتبه‌اى است كه كسى منكر آن تواند بود . و از جمله حكايات شنيدنى آنكه يكى از معاندين در رساله‌اى « 3 » ، بر احاديث غدير اعتراض كرده كه هرگاه حضرت رسول خدا بر خلافت على عليه السّلام نص مىكرد چرا به طريق ديگر احكام در شهر در ميان مردم نمىكرد تا پوشيده نماند و كسى انكار آن نكند چرا در سفر بايستى كرد و بر پالان شتر چنان كه كسى دزديده كارى بكند مدينه كجا بود و مسجد و منبر كجا و چون اين كار نزد شيعيان با نبوت برابر است پنهان و بىقباله و گواه نبايستى كرد تا يكى گويد نشنيدم و يكى گويد حاضر نبودم بايستى تصريح نمودن و توضيح فرمودن تا بر كسى مخفى نماند چنانچه گفته‌اند :
مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ
و
ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ
و
يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً
و
هارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي
و چون واقعه غدير كه در شأن على عليه السّلام روايت مىكنند برين وجه نيست ظاهر شد كه قول شيعه باطل است .
هامش
( 1 ) . تاريخ كبير ( ابن كثير ) : البداية و النهاية ج 11 ، ص 167 ( چاپ دار احياء التراث العربى - بيروت ) . ( 2 ) . « أسمى المناقب فى تهذيب أسنى المطالب » محمد الجزرى الشافعى ص 21 - 23 . ( 3 ) . منظور كتاب « بعض فضائح الروافض » است .