و بعد از فراغ جميع مردمان كه بعضى صد و بيست هزار كس و بعضى بيشتر و بعضى كمتر نيز گفتهاند همه بر آن حضرت سلام كردند به امارت به اين طريق كه « السّلام عليك يا امير المؤمنين » و عمر بر آن همه افزود به اين طريق كه گفت : « بخ بخ اصبحت مولاى و مولى كلّ مؤمن و مؤمنة » « 1 » ! اين كلمه « بخ بخ » را عرب در حال رضا و در وقت تعجب استعمال مىكند به جاى « پهپه » يا « وه وه » و به زبان عجم ؛ يعنى امام و سردار شدى و بر من و ساير مؤمنان .
و شعراى عرب در آن روز قصيدهها در تهنيت اين امر گفتهاند و حسّان بن ثابت از حضرت رسول رخصت گفتن و خواندن قصيدهاى طلبيده چنانچه مشهور است قصيدهاى شاعرانه و غرّا گفت و حضرت او را تحسين فرمود و عمرو عاص هم در آن روز قصيدهاى شاعرانه گفت و معنىهاى بلند در آن قصيده قصد كرده و از آن جمله گفته :
بآل محمد عرف الصواب * و فى ابياتهم نزل الكتاب « 2 »
و چون به اسم مبارك حضرت امير المؤمنين عليه السّلام رسيده گفته :
فضربته كبيعة يوم خم * معاقدها من القوم الرقاب
؛ يعنى جا و محل فرود آمدن شمشير او ، گردنهاى مردم است و محل بيعت روز غدير نيز همان گردنهاى مردم است يعنى به آن بيعت وفا نمودن ، بر گردنهاى جميع مردمان لازم است و شايد آن قصد هم كرده باشد كه چنانچه تيغ او بر گردن بعضى كفار موجب آزردگى و دل تنگى ايشان مىبود ، بيعت او نيز چون بر گردن مردم لازم شد بعضى دلتنگ و آزرده باشند و اگر چنين نبودى بعد از اندك روزى آن همه تأكيد الهى و آمد و شد جبرئيل و بر منبر بردن حضرت مصطفى جناب مرتضى على را و وصيّات و سفارشات و مبالغات و تأكيدات نبوى را ناشنيده نمىانگاشتند
هامش
( 1 ) . فضائل الخمسه من الصّحاح السّتة ج 1 ، ص 432 .
( 2 ) . مناقب ابن شهر آشوب ج 4 ، ص 279 اين شعر را در هشت بيت از « ناشى » نقل كرده است .