تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
و ناديده نمىپنداشتند و ديگرش آنكه :
اذا نادت صوارمه النفوسا * فليس لها سوى « نعم » ، الجواب
؛ يعنى وقتى كه شمشير او نفس‌هاى مردم را بطلبد به غير از لبّيك و بلى ، جواب ندارند . و از ابن عباس و ابو ذر و حذيفه مروى است « 1 » كه هنوز اهل بيعت متفرق نشده بودند كه جبرئيل عليه السّلام نازل شده رسول خدا را خوش‌حال ساخت به اين آيه مباركه :
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً
« 2 » آن حضرت را بشارت داد و حاضران روز غدير بلكه عالميان را خبردار گردانيد كه اسلام در آن روز كامل شد و نعمت الهى بر بندگان اتمام پذيرفت و رضا و خوشنودى خالق ارض و سما از مسلمانان در آن روز به حصول پيوست و از اينجا معلوم مىشود كه واجبات ديگر ، خواه از اصول و خواه از فروع ، نزد اللّه تعالى مثل امامت و ولايت نيست و اكمال دين و اتمام نعمت را به اميرى و سردارى و صاحب اختيارى آن مركز دايرهء امامت و سركردهء سلسله ولايت منوط و مربوط ساخت و چون اين خبر به اطراف و جوانب رفت ، حارث بن نعمان كه از قبيله فهر و سردار آن طايفه بود آتش نفاق از سينهء پركينه‌اش شعله كشيده و به مدينه آمده به مجلس حضرت رسالت پناه در آمد و گفت : ما را به وحدانيّت خود و نبوّت خود و نماز و روزه و زكات تكليف كردى و ما قبول كرديم و به اينها راضى نشده ، خلافت را به پسر عمّ خود حواله نمودى ؟ ! اين از فرموده تو است و يا از جانب خدا ؟ ! حضرت رسول قسم ياد نمود كه اين كار به فرموده خدا واقع شد . پس ، از مجلس روگردان شده گفت : الهى ، اگر آنچه محمّد مىگويد حق است بفرما كه از آسمان سنگى به سر من فرود آيد كه مرا تاب شنيدن اين حكايت نيست ! ! ؟ هنوز سخن او تمام نشده بود كه
هامش
( 1 ) . تفسير فرات كوفى ص 503 و 507 . ( 2 ) . سوره مائده ، آيه 3 .