تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
ناكثين و قاسطين و مارقين - جمل و صفّين و نهروان - مقاتله كردند و آنهايند خوارج و نواصب و اهل ارتداد و بعد از پيغمبر خدا كسى كه متصف به اين پنج صفات باشد كه آيه مذكوره دلالت بر عظم شأن او باشد نبود الّا امير المؤمنين كه در همه صفات با پيغمبر خدا مساوى است و مؤيد اين است قول رسول خدا كه فرموده در غزوه خيبر كه فردا رايت را به كسى مىدهم كه خدا و رسول ، او را دوست دارند و او خدا و رسول او را دوست دارد و او كرّار غير فرّار باشد و باقى صفات در او چون روز روشن است و فخر رازى نيز گفته « 1 » كه به دو دليل بايد اين آيه در شأن على عليه السّلام باشد : يكى آنكه در روز خيبر رسول خدا فرمود كه فردا عطاى رايت به شخصى مىنمايم كه صفاتى كه در اين آيت است بعينها در او موجود باشد . وجه دوم آنكه بعد از اين آيه مباركه
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ
« 2 » واقع شده بىفاصله و اين آيه در شأن امير المؤمنين على است ؛ پس اولى آنست كه آيه بىفاصله بر او سابق باشد و همه در شأن آن حضرت باشد و ليكن بعد از آن تشكيكات واهيه كرده اگر چه به موجب آن مثل كه « سركه جائى ترش است كه آب نباشد » جواب همه حاضر است اما به جهت خوف طول و ملال قاريان و مستمعان مرتكب نقل آن نشده . آيه ديگر آنكه در سوره « الحاقه » مىفرمايد كه
وَ تَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ
« 3 » ؛ يعنى نگاه دارد اين پند را گوش پندنگاه‌دارنده كه پندگير دو نفع يابد از آنچه شنود . و در حديث وارد است كه حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بعد از نزول اين آيه فرمود من از خداى تعالى درخواستم كه بگرداند « اذن واعيه » گوش ترا اى على چه گوش نفع‌گيرنده آن حضرت را بود كه هرگز نسيان بر او طارى نمىشد و در كشف الغمه از بريده « 4 » و در
هامش
( 1 ) . تفسير كبير فخر رازى ج 12 ، ص 18 ( 2 ) . سوره مائده ، آيه 55 . ( 3 ) . سوره الحاقه ، آيه 12 . ( 4 ) . كشف الغمه ج 1 ، ص 120 .
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 115 | المحقق الأردبيلي / صادق حسن زاده