صيغهء واحد نكره ؟
نكته آنكه تا اشعار باشد به آنكه گوش پندپذير در ميان خلق كم است و سرزنش كند مردمان را به آنكه گوش نمىكنند و فرا نمىگيرند « 1 » و به آنكه بدانند كه يك گوش پند فراگير و فرمانبردار كه فرمانبردارى حق تعالى كند نزد حق تعالى به عالمى برابر است و آن يك گوش سواد اعظم است و غير از او اگر چه عالمى پر باشد التفاتى از جانب خداى تعالى به جانب آنها نيست و وجود ايشان با عدم برابر است و همه طفيل وجود آن يك كساند ؛ پس به گواه اين دو شخص كه رأس و رئيس اهل سنّتاند حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مخصوص باشد به نزول آيه و به اينكه دعاى پيغمبر خدا در حق او مستجاب شده و غير او همه محل سرزنش و هدف تير ملامتاند و التفاتى به سوى ايشان نيست و او منظور نظر الهى است ؛ پس او احق و اولى به امامت است و خليفه رسول خدا باشد و هر عاقل كه نيك تأمّل كند در كتاب خدا و حديث رسول خدا محمد مصطفى مىداند كه زيادتى نمىباشد الّا به علم و حق تعالى فرموده :
إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ
« 2 » ؛ يعنى خوف و خشيت را جناب الهى در بندگان دانشمند حصر فرموده . و رسول خدا فرمود : « فضل العالم على العابد كفضلى على ادناكم » « 3 » ؛ يعنى زيادتى صاحب دانش بر عبادتكننده بىدانش ، مثل زيادتى من است بر يكى از شما كه از همه شما فرومرتبهتر باشد . و كسى را در اين شك و شبههاى نيست كه امير المؤمنين عليه السّلام اعلم و افقه از باقى اصحاب بود بلكه بعد از پيغمبر ، افضل از جميع كاينات بوده و استغناى او در همه باب ، بخصوص در « علم » مشهور است و اقرار ديگران به نادانى خود و احتياج در همه چيز به تخصيص در حل مشكلات در همه جا و نزد همه كس مذكور حتى
هامش
( 1 ) . سه بيت شعر از مولوى دارد ( كاشف الحق ص 64 ) .
( 2 ) . سوره فاطر ، آيه 28 .
( 3 ) . « منية المريد » شهيد ثانى ، ص 101 ؛ « روضة الاحباب » شيرازى ج 1 ، ص 11 .