دو ملك گويند خداى تعالى تو را نيامرزد ؛ پس حق تعالى و ملائكه در جواب ايشان آمين گويند .
و نزد اماميه به تنهائى بر هر يك از ائمه صلوات مىتوان فرستاد و صاحب كشّاف و شارح بخارى گفتهاند « 1 » قياس مقتضى آن است كه صلوات بر هر يك از آحاد مسلمانان توان فرستاد ليكن چون رافضيان در ائمه خود اين را شايع مىدانند ما منع مىكنيم ! ؟ و در اهل بيت و ائمه نيز به جهت آنكه به رفض متهم نگرديم مكروه مىداريم .
چنانچه مصنّف « هدايه » كه حنفى است گفته « 2 » كه انگشترى در دست راست كردن سنّت است ليكن چون شعار رفضه است ما در دست چپ مىكنيم ! ؟ و بعضى از ايشان گفتهاند كه ما تجويز فاصله ميان آل و نبى رغما للشّيعه كردهايم و بعضى از علماى شافعيه گفتهاند كه تسطيح قبور سنّت است ليكن چون شعار شيعه شده است ما تسنيم او را اولى مىدانيم .
و بعضى گفتهاند وضو ساختن از حوض افضل است از ساختن وضو در آب جارى رغما لهم ما در آب جارى تجويز كردهايم ! ؟ و حقير در حيرت است كه چون رافضيان زندهاند چرا سنّيان رغما لهم نمردهاند .
و آيهء وافى هدايه ديگر
الَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا
« 3 » نازل شده است در شأن امير المؤمنين عليه السّلام چه جماعتى از منافقين ايذاى آن حضرت مىكردند و تكذيب او مىنمودند و اين آيه به آيه سابقه مربوط است و هرگاه حق تعالى صلوات بر رسول فرستد و آن حضرت به حسب « آل » بودن متصل به صلوات باشد و وجوب آن ذكر شد ؛ پس ايذاى آن حضرت ايذاى رسول اللّه
هامش
( 1 ) . كشّاف ج 3 ، ص 558 ؛ فتح البارى بشرح الصحيح البخارى ج 8 / 534 .
( 2 ) . « الصراط المستقيم » علامه بياضى ( وفات 877 ه . ق ) ؛ ج 3 ، ص 206 از « هدايه عالم حنفى نقل كرده است ؛ همچنين ر . ك : « ربيع الابرار » زمخشرى ج 4 ، ص 24 .
( 3 ) . سورهء احزاب ، آيه 58 .