اعتراف دوست و دشمن .
و آيه ديگر قوله تعالى است
فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ
« 1 » جمهور مفسرين اهل سنت موافقت با اماميه كردهاند و از ابن عباس - رضى اللّه عنه - نقل نمودهاند « 2 » كه او گفت از رسول خدا پرسيدند كه يا رسول اللّه كدام است آن كلماتى كه آدم عليه السّلام به آن تكلّم نموده توبه او قبول شد ؟ رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود كه آدم از حق تعالى سؤال كرده گفت : الهى به حق محمد و على و فاطمه و حسن و حسين كه توبه مرا قبول كن ! پس حق تعالى عذر او را پذيرفت و توبهاش درجه قبول يافت و كسى كه آدم صفى عليه السّلام به بركت نام او توبهاش قبول شود يقين كه اولى و افضل خواهد بود از ديگران به امامت و خلافت و جانشينى رسول خدا ، چه به رفاقت و شراكت رسول خدا فهميده مىشود مساوات و برابرى او كه بر عقلا پوشيده نيست و اين فضيلت نه آن نحو فضيلتى است كه به ديگرى ملحق تواند شد .
و در « رساله حاويه » « 3 » كه از تصانيف اهل سنت است مرقوم است كه مقصود از لفظ « كلمات » در آيه مذكوره اين است كه « يا حامد بحقّ محمد و يا عالى به حق على و يا فاطر به حق فاطمة و يا محسن به حق الحسن و يا قديم الاحسان به حق الحسين فاغفر لي فتاب عليه » و در كتب حديث از رسول خدا منقول است كه فرمود : « لو كانت البحار مدادا و الأشجار اقلاما و السموات صحافا و الانس و الجن كتّابا لنفدا المداد و فنت الصّحف و كلت الاقلام و لم يكتبوا فضل على » « 4 » ؛ يعنى اگر درياها مداد شود و درختان قلم و آسمانها صحيفهها و آدميان و جنّيان نويسندگان باشند البته مداد آخر شود و كاغذها بر طرف گردد و قلمها كندى يابد و هنوز ننوشته باشند چيزى از ده
هامش
( 1 ) . سوره بقره ، آيه 37 .
( 2 ) . كشف اليقين علامهء حلّى ص 14 و 15 .
( 3 ) . كامل بهائى ج 2 ، ص 220 از « حاويه » نقل كرد ؛ معارج النبوة كاشفى ص 9 ، ( چاپ هند ) با مختصر تفاوت .
( 4 ) . احقاق الحق ج 4 ، ص 101 .