مال بسيار صرف نخواهد نمود ؛ و همچنين مناقشهاى كه بعضى از روى عداوت نمودهاند كه اين دليل افضليت نمىشود چه شايد كه وقت آن قدر وسعت نداشته باشد ، مدفوع است به آنكه در اصول مقرر شد كه جايز نيست كه حق تعالى تكليف ما لا يطاق نمايد ؛ اگر وقت تنگ مىبود كى حق تعالى بندگان را امر مىفرمود ؟ ! و حال آنكه اكثر گفتهاند كه بعد از ده روز آيه منسوخ شد ؛ و ديگر آنكه ابن مغازلى در « مناقب » « 1 » و بغوى در « معالم التنزيل » « 2 » نقل كردهاند همان حرف را از امير المؤمنين كه در قرآن آيتى است كه به غير از من كسى به آن عمل نكرده پس چون وقت گنجايش از براى او داشت و از براى ديگران نداشت ؟ ! فخر رازى درين مقام نغمهاى در طنبور افزوده و گفته « 3 » بعد از آنكه وقت گنجايش داشته باشد ، وجه عمل نكردن اصحاب به اين آيه اين باشد كه مبادا از عمل كردن ايشان فقرا دل شكسته شوند و نكردنى كه سبب الفت باشد به از كردنى است كه موجب كلفت باشد ، با آنكه تصدق در وقت مناجات واجب بوده اما اصل مناجات نه واجب بود و نه سنت و دلتنگى فقرا البته باعث پريشانى خاطر رسول خدا مىشود ؛ پس مىشايد كه ترك عمل كردن اصحاب را اين سبب بوده باشد .
و علامه نيشابورى با آنكه از اهل سنت است در تفسير خود گفته « 4 » كه اين گفتگو را سببى به غير از تعصب و عناد نيست و از كجا بر ما واجب و لازم شده است كه اثبات مفضوليّت على عليه السّلام كنيم و تجويز نكنيم كه او را خصلتى باشد كه در ديگرى نباشد . و هيچ صاحب انصافى نمىگويد كه راز گفتن با رسول خدا موجب دل شكستگى كسى تواند شد و حال آنكه خود مىگويند كه عبد اللّه عمر آرزوى اين خصلت مىكرد و البته كسى كه عمل به اين آيه كرده باشد از روى انصاف او را
هامش
( 1 ) . مناقب ابن مغازلى ص 326 .
( 2 ) . معالم التنزيل بغوى ( تفسير بغوى ) ، ج 4 ، ص 310 .
( 3 ) . تفسير فخر رازى ج 29 ، ص 270 .
( 4 ) . تفسير نيشابورى 6 / 276 .