دست من است و طلحة بن شيبه مىگفت : فضل مراست كه كليد خانهء مباركه در دست من است و بىرخصت من كسى را راه در خانهء كعبه نيست و نمىتواند كه داخل شود و حمزه به چيزى ديگر فخر مىكرد . حضرت امير المؤمنين عليه السّلام شنيده فرمود : من شش ماه پيش از همه كس ايمان آورده با رسول خدا نماز كرده و پيش از همه كس جهاد نمودهام . خواستند كه داورى به نزد رسول خدا آورند كه او حكم كند ، كه حق تعالى از براى تصديق قول امير المؤمنين عليه السّلام اين آيه فرستاد قرآن را حكم گردانيد ؛ يعنى آيا برابر مىداريد سقايت حاج و عمارت مسجد الحرام را با آن كس كه ايمان آورده است به خداى تعالى و به روز آخرت و جهاد كرده است در راه خدا ؟
برابر نيستند اين دو قوم نزديك حق تعالى و حق راه نمىنمايد به مقصود گروه مشركان را كه به شراكت بر خود ستم كردهاند . يعنى ايشان را به طبيعت خود گذاشت چه ايشان خسيسترين موجودات را اختيار كردهاند به پرستش كه اصناماند اعلى و اشرف موجودات كه خالق زمين و زمان است چه هنوز ايشان ايمان نياورده بودند كه اين آيه نزول يافت .
و وجه دلالت اين آيه بر افضليت و امامت آن حضرت آن است كه عباس و طلحة بن شيبه دعوى مىكردند كه به خانه ، اولى و احقّاند از ديگران و حضرت امير رد قول ايشان نمود به اولى بودن خودش و حق تعالى تصديق قول او نمود كه نزد خدا يكسان نيستند و او از همه كس اولى است به خانه كعبه و هرگاه به خانه اولى باشد از ديگران كه قبلهء مؤمنان است خصوصا از عباس و حمزه پس از همه كس افضل باشد و اولى به امامت و به شرع مطهّر داناتر و به هرچه تعلق به خانه مىدارد بيناتر ؛ و گفتهاند « صاحب البيت ابصر بالبيت » ؛ يعنى صاحب خانه از ديگران به خانه ، علمش بيشتر مىباشد . و تولد او در خانه شده و خانه را از خس و خاشاك وجود بتان ، او پاك ساخته بلكه شيعيان او را به دور آن خانه گشتن ، از آن لازم شده
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 95
مساهمون: المحقق الأردبيلي
ص٩٥