تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
و ابن طاوس در كتاب « طرايف » آورده كه « و لو لا نام علىّ عليه السّلام على فراش النّبى يفديه بمهجته ما تمكن من هجرته و لا اتمام رسالته « 1 » » يعنى اگر سرور اوليا در فراش سيد انبياء نمىخوابيد هرگز مهم هجرت و تبليغ رسالت به اتمام نمىرسيد ؛ و همچنين او فرموده كه خوابيدن على عليه السّلام بر فراش مقدّس نبوى و خود را به دست دشمن سپردن غريب‌تر است از انقياد و اطاعت اسماعيل عليه السّلام و راضى شدن به كشتن پدر او را ، چه او اميدوارى تمام به شفقت پدرى و مهربانى خليلى و مرحمت بىنهايت يزدانى داشت و امير المؤمنين با وجود شدت عناد معاندان و كمى يار و مددكار و متفرق بودن مؤمنان و بودن هر كدام از ايشان در گوشه و مكانى منقاد و مطيع رسول خدا شدن و منتظر كشته شدن و دريافتن موت بوده در آن فراش قرار و آرام گرفت . و فاضل نيشابورى « 2 » در تفسير سوره لقمان در مسأله زكات كه حق تعالى فرموده :
وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ
« 3 » افاده نموده كه زكات عوام الناس يك قدر معتبرى است از مال و جان و خواص را دادن كل مال است در راه حق تعالى و اخص خواص را بخشيدن سر جان است در راه جانان « 4 » . و غزالى در كتاب « احياى علوم » ذكر كرده « 5 » كه چون حضرت ملك الموت متوجه قبض روح خليل الرّحمن - على نبيّنا و عليه السلام - شد با وجود اختصاص به مقام خلّت و امتياز از ساير انبياء پيشين و آن مرتبت ، گفت « هل رأيت خليلا يميت خليله ؟ » ؛ يعنى آيا ديده‌اى كه دوستى ، مردن دوست خود را خواهد ؟ در جواب شنيد كه « هل رايت حبيبا يكره لقاء حبيبه » ؛ يعنى آيا ديده‌اى كه حبيبى رسيدن به دوست را مكروه دارد . پس راضى
هامش
( 1 ) . الطرائف ابن طاوس ، ص 33 ، با مختصر تفاوت . ( 2 ) . تفسير نيشابورى ، 5 / 427 . ( 3 ) . سوره لقمان ، آيه 4 . ( 4 ) . يك بيت شعر اضافه دارد ؛ كاشف الحق ، ص 48 . ( 5 ) . امالى صدوق ص 164 ؛ مجلس 36 .
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 86 | المحقق الأردبيلي / صادق حسن زاده