فعل خود ؛ در صورت اول ، ممكن است كه به فعل نيايد چرا كه در اينجا ارادهء بنده هم دخل دارد در آنكه فعل به هم رسد ، اما در صورت دوم ممكن نيست كه به فعل نيايد و چون ارادهء الهى به حاصل شدن فعل و چيزى قرار گيرد البته آن امر بايد به فعل آيد ؛ زيرا كه محض ارادهء حق تعالى در اين صورت علت تامّه وجود يافتن فعل است و تخلف معلول از علّت تامه محال است ؛ پس چون عصمت فعلى است كه اللّه تعالى در شخصى به ارادهء خود وجود دهد و بنده و ارادهاش را در وجود و عدم عصمت مدخلى نيست و بايد كه بىتأخير و تأمل محقّق گردد ؛ و دگر آنكه چون اراده ذهاب رجس از حق تعالى شده بايست كه البته به فعل آمده باشد و الّا عجز لازم مىآيد - تعالى اللّه عن ذلك علوا كبيرا - .
شبهه دوم آنكه ذهاب رجس در ضمن عدالت هم متصوّر است و عصمت را لازم ندارد .
جوابش آنكه « الف و لام » در كلمه رجس ، « الف و لام » جنس است يا استغراق ، و بر هر دو تقدير ، افاده عصمت مىكند ؛ چه هرگاه حقيقت رجس و ماهيت آن به تمام افراد آن و دربارهء اهل بيت منفى باشد ، اين معنى مستلزم ثبوت عصمت است و معنى عصمت همين است كه هيچ فردى از افراد مسمّى به رجس يعنى هرچه را كه رجس گويند بر ايشان صادق نباشد .
شبهه سيّم آنكه حصرى كه در اين آيه واقع شده معنىاش آنست كه حق تعالى اراده نكرده ذهاب رجس را مگر از ايشان و اين حصر درست نيست چه لازم مىآيد كه اراده ذهاب رجس از هيچكس از ديگر انبيا و غيره نكرده باشد .
جوابش آنكه مراد حق تعالى منحصر بودن ذهاب رجس است در اين امت از اين چند كس ، يعنى در ميان اين امت ارادهء ذهاب رجس از ايشان نموده و حصر اضافيست نه حقيقى ، اگر مراد حصر حقيقى بودى شبهه صورتى مىداشت و چون غير از اين مناقضات درين آيه چيزى كه قابل نقل باشد به نظر نرسيده به همين اكتفا
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 75
مساهمون: المحقق الأردبيلي
ص٧٥