كه ام السلمة با رسول خدا ، گفت : « الست من اهل البيت ؟ » حضرت در جواب فرمود :
بلى ان شاء اللّه . پس هرگاه حضرت در جواب آيا نيستم من از اهل البيت ، گفته باشد بلى ، البته او را در اهل بيت داخل كرده خواهد بود .
جواب آنكه اين حديث صحيح نيست و بعد از تسليم صحت ، ام السّلمه درين روايت در معرض تهمت جرّ نفع و اثبات شرف و بزرگيست از براى خود و قول او به تنهائى مسموع نيست و بعد از تسليم ، هرگاه حضرت رسول خدا در جواب او بلى ان شاء اللّه فرموده باشد پس از اهل بيت بودن او را معلّق به مشيت ساخته يعنى اگر خدا خواهد تو از اهل بيت خواهى بود و از اين ، جزم و يقين در اهل بيت بودنش بهم نمىرسد با آنكه گوئيم ام السلمة زبان دان و دانا به زبان عرب بود اگر مىدانست كه از ايشان است چون « 1 » مىپرسيد ؛ ديگر آنكه در عرف و عادت ، اهل بيت ، خويش و اقربا را گويند نه ازواج و زنان را و در اشعار و روايات هر جا كه « اهل بيت » مذكور شده بجز آنكه ما گفتيم كسى نفهميده و قصد نكرده و حاصل استدلال به اين آيه آنست كه هرگاه امير المؤمنين از اهل بيت باشد و خداى تعالى رجس از ايشان پاك نموده و يقين است كه دروغ و كذب از جمله رجس است و در اين خلافى نيست كه آن حضرت ادّعاى امامت و خلافت نمود پس واجب است كه در آن دعوى صادق باشد و امامت حق او باشد و او بر حق باشد و فخر رازى در اين مقام سه شبهه نموده « 2 » :
يكى آنكه لازم نيست كه اراده الهى چون تعلق به چيزى گيرد البته آن چيز به فعل آيد بنابراين شايد كه چون حق تعالى فرموده كه
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ
اراده ذهاب رجس نموده باشد اما به فعل نيامده باشد .
جوابش آنكه فرق است ميان آنكه اراده الهى تعلق به فعل ديگرى يابد يا به
هامش
( 1 ) . چون چگونه .
( 2 ) . تفسير كبير فخر رازى ج 25 / 209 .