رنجانيده به ايشان عداوتى اظهار كردى ، ممكن بودى كه پيغمبر خدا از او برنجيدى و حال آنكه پيغمبر از مؤمنان نمىرنجد ؛ پس محبت عترت را واجب گردانيده بر كافه خلايق تا هر كه مخالفت قول خدا نموده محبت ايشان را سهل انگارد و يا آنكه محبت عترت را به عداوت مبدّل كند كافر گردد و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله از كافر رنجيده باشد نه از مؤمن و هر كه هدايت ازلى را با عنايت لميزلى جمع نموده در محبت ايشان از روى صدق و اخلاص ، فرمان الهى را منقاد شود پيغمبر خدا را از خود خوشنود ساخته دنيا و آخرت خود را معمور كرده باشد ؛ پس حاصل استدلال به اين آيه آن است كه محبت على عليه السّلام واجب است به مقتضاى اين آيه ؛ زيرا كه حق تعالى گردانيده است مودت ذوى القربى را اجر و جزاى فرستادن رسول كه به آن مستحق ثواب دائم مىشوند و آن واجب است كه معصوم باشند ، چه اگر خطا از ايشان وقوع داشتى ترك مودت واجب مىبود از جهت آنكه در جاى ديگر فرموده كه
لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
« 1 » ؛ يعنى نشايد كه بيابى گروهى را كه مىگروند به خدا و به روز واپسين كه ايشان مودت ورزند به آن كسى كه مخالفت كند با خدا و رسول او ، يعنى مىبايد مؤمنان ، كفار و منافقان را دوست ندارند اگر چه پدر و برادر و خويش ايشان باشند و غير از امير المؤمنين كسى معصوم نبود به اتفاق دوست و دشمن ؛ پس متعيّن باشد امامت او .
و ديگر از قرآن سورهء مباركه هل اتى « 2 » كه اكثر مفسران اهل سنت چون صاحب كشاف و بيضاوى و واحدى و فخر رازى و علامه نيشابورى « 3 » و غير هم و جميع مفسران اماميه نقل نمودهاند كه در شأن اهل بيت رسول اللّه يعنى مرتضى
هامش
( 1 ) . سوره مجادله ، آيه 22 .
( 2 ) . سوره انسان ( دهر ) سوره 76 قرآن .
( 3 ) . تفسير كشاف ج 4 / 667 ؛ تفسير بيضاوى ص 775 چاپ يك جلدى ؛ اسباب النزول ، ص 251 و 252 ؛ تفسير فخر رازى ج 3 / 243 ؛ تفسير نيشابورى ، ج 6 / 412 ، علامه نيشابورى در تفسيرش مىنويسد : « . . . ذكر الواحدى فى البسيط و الزمخشرى فى الكشّاف و كذا الامامية أطبقوا على أنّ السورة نزلت فى اهل بيت النبى صلّى اللّه عليه و آله » .