تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
در نزد خداى تعالى داشته باشند ؛ چرا كه اگر درين قسم امر ، يارى و هوادارى باشد كه اين كار به معاونت او از پيش رود و او را به مدد نخواند و به يارى نطلبند امرى از امور دين را سهل دانسته باشند و پيغمبر از آن منزّه و مبرّاست ، خصوصا هرگاه حضرت اللّه تعالى به آن يارى خواستن امر فرمايد و دليل بر اين مطلب آنكه « نبتهل » به صيغهء جمع در خطاب با نصارى واقع شده ؛ يعنى مباهله مىكنيم ما و ياران ما با شما . و ابن حجر كه از متعصّبان اهل سنت است در كتاب خود نقل كرده « 1 » آنچه مؤيد دلالت اين آيه است بر افضليت حضرت مرتضى على عليه السّلام حجت آورده بر اصحاب خمسه در روزى كه عمر خطّاب شورى قرار داده بود و گفت شما را به خدا و رسول خدا قسم مىدهم كه در ميان شما كسى هست كه نزديك‌تر باشد به رسول خدا از من ؛ و پيغمبر در روز مباهله پسران او را پسران خود و زن او را زن خود و نفس او را نفس خود گفته باشد ؟ همه گفتند : اللّهمّ لا ! ؛ يعنى بار خدايا ! هيچ‌كدام از ما نيست كه چنين باشد . و با وجود اين تصديق نمودن و قسم خوردن ، باز عثمان را خليفه كردند و به رو سياهى روز قيامت راضى شدند اما اگر بجاى آن سه تن ، سيصد تن تقدم مىكردند رتبه مرتضى على عليه السّلام كم نمىشد بلكه مىافزود « 2 » . آيه سيّم آيهء منورهء تطهير است چون به دليل عقلى ثابت شد چنانچه سابقا اشاره به آن شد كه امام زمان بايد كه به صفت عصمت و طهارت متّصف باشد و از گناهان صغيره و كبيره عمدا و سهوا برى باشد و از آلودگى ظاهر و باطن و هرچه موجب نقص و عيب تواند بود مبرّا و منزه باشد تا مستحق مرتبه خلافت رسول و مستوجب رتبهء نيابت الهى گردد و حق سبحانه و تعالى تصريح به عصمت و طهارت
هامش
( 1 ) . الصواعق المحرقه ص 154 . ( 2 ) . كاشف الحق دو بيت شعر اضافه دارد [ ص 38 و 39 . ]
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 70 | المحقق الأردبيلي / صادق حسن زاده