دعا و غلبه بر اعدا و ظهور حقيّت و اثبات قرب الهى است و اين مراتب از جمعيت جمعى از عزيز و محترم درگاه الهى باشند و مناسبت تمام ميان ايشان و پيغمبر خدا باشد ناچار است ، لهذا رسول خدا اين چهار نفس را به عباى خود مخصوص ساخته بنابراين ، قرب و منزلت و بلندى مرتبه ايشان نزد اللّه تعالى به دوست و دشمن ظاهر است و به دعا و توجه و شريك بودن در مناجات و آمين گفتن و مسئلت نمودن از قاضى الحاجات مستظهر شده به ديگرى از خويشان و نزديكان و احباب و اصحاب راضى نشده و به شراكت هيچكس غير از ايشان رخصت نداده و مصلحت نديده متوجه مباهله گرديد و از اينجا معلوم شد كه اصحاب مباهله نزديكترين و دوستترين دوستان خدا و رسولاند و ديگرى را بر ايشان تقدم و اميرى نمىرسد و به مرتبه امامت و خلافت مخصوصند و هيچ عاقلى بدون عداوت ذاتى در آن تأمل ندارد و صاحب كشّاف با آنكه حنفى مذهب است و كمال تعصب در دين دارد بعد از ذكر اين آيه گفته : « و فيه دليل لا ابين و لا اقوى منه على فضل اصحاب الكساء عليهم السّلام » « 1 » ؛ يعنى دليل و حجتى قائمتر و روشنتر از اين بر فضيلت و زيادتى آل عبا نيست .
و با وجود اين حال هر كه در امر خلافت ايشان دغدغه نمايد و انكار پيش آورد و مضايقه كند ، انكار عقل و نقل نموده باشد و اين طور كسى البته از دشمنان دين و معاندان ملت سيد المرسلين خواهد بود و حق سبحانه و تعالى امير المؤمنين عليه السّلام را از اين جهت نفس نبى نام كرد كه معنى افضليت او خاطر نشان اهل ادراك گردد و زنگ شك و شبهه بر آئينه عقيدهء كسى ننشيند و علامهء نيشابورى در تفسير خود مغلطهاى از بعضى مخالفان نقل نموده و اشاره به دفعش كرده « 2 » :
مغلطه آنكه هرگاه پيغمبر افضل باشد از انبيا البته افضل از غير انبيا نيز خواهد بود و
هامش
( 1 ) . تفسير كشاف ج 1 / 370 .
( 2 ) . تفسير نيشابورى ج 2 / 179 .