عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ
« 1 » ؛ يعنى خلقت و آفرينش عيسى عليه السّلام مثل خلقت و آفرينش آدم است و هرگاه آدم عليه السّلام بىمادر و پدر خلق تواند شد ، عيسى كه مادر دارد اگر بىپدر خلق شود استبعادى ندارد و چون حضرت حق تعالى طريق خلقت عيسى را بيان فرموده ، ايشان همان بر گفتگوى خود اصرار داشتند و ترك آن عقيده نمىكردند حق تعالى اين آيه فرستاد كه :
فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ
« 2 » ؛ يعنى اگر ديگر حجت گيرند و قبول ندارند ، بگو بيائيد و با ما اتفاق كنيد در اينكه بطلبيم فرزندان ما را و فرزندان شما را و زنان ما را و زنان شما را و نفسهاى ما را و نفسهاى شما را پس بگردانيم لعنت و دورى از رحمت الهى را بر هر كه از ما و شما دروغ گويد و گفته باشد .
و حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله ايشان را از نزول آيه خبر داده امر مباهله به روز ديگر قرار يافت . بنابراين روز ديگر صبح ، سيد كائنات از جناب الهى به طلب نمودن زنان و فرزندان و هر كه به منزله نفس رسول خدا بوده باشد مأمور گشته از اين جهت با مرتضى على و حسنين و فاطمه عليهم السّلام از خانه بيرون آمدند به هيأتى كه صاحب كشّاف و قاضى بيضاوى و ديگر مفسران مخالف ، نقل نمودهاند « 3 » كه امام حسين را در برداشت و دست امام حسن را به دست مبارك گرفته بود و فاطمه زهرا در پس سر آن حضرت مىرفت و امير المؤمنين عليه السّلام در پى خير النساء و ايشان را در عباى سياه و سفيدى كه بر دوش مبارك داشت در آورده فرمود كه من چون دعا مىكنم شما آمين بگوئيد . پس اسقف كه سركرده آن جمع بود و ابو الحارثش مىخواندند گفت : و اللّه كه اين روش مباهله انبياء ما تقدّم است ، اى گروه نصرانيان ! روى چند مىبينم كه اگر
هامش
( 1 ) . سورهء آل عمران ، آيه 59 .
( 2 ) . سوره آل عمران ، آيه 61 .
( 3 ) . تفسير كشاف ج 1 / 368 ؛ تفسير بيضاوى ، چاپ بيروت يك جلدى ص 76 [ دار فرش للنشر و التوزيع . ]