بر بندگان تمام كرده باشد و مثل اين در قرآن و حديث بسيار است .
جواب حرف ششم - آنكه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام اگر چه خليفه و امام بعد از رحلت حضرت رسول بود اما در حال حيات آن حضرت نيز او را ولايت در امور مسلمانان بود و با وجود پيغمبر احتياج به او داشتند .
و اما آنكه گفتهاند كه آن حضرت يك كس بود و لفظ جمع در آيه واقع شده با آنكه در تقرير سابق اشاره به دفع آن شده جوابش آنست كه حق تعالى اشاره فرموده به آنكه هر مؤمن كه در شفقت با درويشان و نوازش مسكينان چنين باشد حتى در نماز كه محل خضوع و خشوع و توجه به حق تعالى است انگشتر كه در دست داشتن آن از سنتهاى مؤكد است از سائل دريغ ندارد و تقصير در تصدق آن جايز نداند و بندگان بدانند كه امامت را بىاستحقاق به كسى نمىدهند و هر كه عبادت او به اين نهج باشد و در ركوع تصدق از سائل دريغ ندارد لايق مرتبهء امامت و خلافت است .
جواب اعتراض آخر كه
وَ هُمْ راكِعُونَ
« 1 » عطف باشد نه حال ، يا ركوع به معنى خضوع باشد نه معنى حقيقى . قابليت جواب ندارد چه بيان كرده شد كه جميع مفسران متّفقاند در اينكه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در حالت ركوع تصدق فرمودند و اين آيه نازل شد ؛ پس ركوع را به معنى ديگر حمل نمودن بىمعنى است و اين مناقشهاى است كه ناشى نمىشود الّا از عناد و بحث كج .
و يكى ديگر از آيات قرآنى آيهء شريفه مباهله است و تقرير اين حكايت بر سبيل اجمال آنست كه سروران نصارى با حضرت رسالت پناه در باب عيسى عليه السّلام منازعه نمودند كه چون آن حضرت پدرى نداشت استغفر اللّه حق تعالى پدر او باشد و عيسى عليه السّلام را بندهء خدا گفتن بىادبى باشد ، پس اين آيه نازل شد كه
إِنَّ مَثَلَ
هامش
( 1 ) . سوره مائده ، آيه 55 .