نباشد گفتيم كه ولىّ را بر معنى ناصر و محب حمل مىتوان كرد و اين مانع است و ديگر اين سه آيه يك بار نازل نشد تا آنكه ولىّ در همه جا به يك معنى باشد و صحابه آيهها را به اين روش جمع كردهاند و اگر اعتراض وارد است بر خليفه شما عثمان است كه چرا آيت قرآنى را ناملايم ترتيب داده و رعايت موافقت آيات ننموده اما او و اصحاب او را غرضها بود كه بنا بر آن اغراض فاسده اين تحريفات را تجويز نمودهاند .
جواب حرف سيم - اگر چه حكايت پيكان به صحت نرسيده و شيخ مفيد و جمعى غير او قبول ندارند ، بلى شيعه تمام قبول دارند كه حال آن حضرت در حين عبادت زياده از آنست كه گفتهاند ليكن از التفات آن حضرت به حال سائل ، لازم نمىآيد كه ملتفت به غير حق شده باشد و اين التفات عين التفات به حق تعالى است . « 1 »
جواب حرف چهارم - آنكه ما تصدق را به اين روش از كتب تفسير و حديث شما بيان كرديم كه آن حضرت انگشت مبارك را حركت داده درويش آمده انگشترى را از انگشت آن حضرت بيرون كرد و اين قدر حركت را در عرف عادت « فعل كثير » نمىگويند .
جواب حرف پنجم - آنكه فى الحقيقة اين اعتراض بر خداى تعالى است كه در حال حيات پيغمبر كه هنوز پاى خلافت در ميان نبود و خلافتى از خلفاى ثلاثه به فعل نيامده كلمه « انّما » كه از براى حصر است مىآورد بر تقدير آنكه البته حصر بايد كه در مقام شك و تردد باشد چرا نتواند بود كه چون در علم خداى تعالى گذشته و مىدانست كه تردد خواهند نمود در امر امامت ، نفى آن تردد فرموده گفته باشد كه بعد از اين در امر امامت تردد مىكنيد كه آن حق كسى است كه در نماز تصدق كرده باشد و از روى مبالغه مردم را به شناختن امام و دانستن امامت امر نموده و حجت را
هامش
( 1 ) . كاشف الحق 6 سطر اضافه دارد [ ص 35 ]