تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
كه به آن حضرت كرامت شده به ايشان نيز عايد گردد . و بعضى از علماى اماميه گفته‌اند وجه صيغه جمع آن است كه در علم الهى گذشته بود كه از تمامى حضرات ائمه معصومين از حسن بن على عليه السّلام تا حضرت صاحب الامر عليه السّلام اين امر از همه واقع مىشود و تمامىشان را در وقت نماز و حالت ركوع اين صورت رو خواهد نمود و سائل از ايشان سؤال خواهد كرد و ايشان در حالت ركوع تصدق خواهند نمود ؛ پس صيغه جمع اشاره به فعل جميع حضرات ائمه معصومين عليهم السّلام باشد و تحقيق آنست كه غرض الهى اعزاز و احترام شاه ولايت است و در سورهء توبه نيز مثل اين واقع شده در آنجا كه فرموده :
الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ
« 1 » مفسران اهل سنت تصريح نموده‌اند كه آنجا هم مراد امير المؤمنين است و با آنكه آنجا هم اشاره به آن حضرت است ، بىمشاركت ديگرى فرموده كه آنانى كه ايمان آورده‌اند و هجرت نموده‌اند و در راه خدا جهاد كرده‌اند به مالهاى خود و نفسهاى خود درجه و مرتبه ايشان نزد حق تعالى بلندتر و بزرگتر است ؛ پس معلوم شد كه سنت الهى دربارهء آن حضرت چنين جارى شده كه چون او را به صفتى اتّصاف دهد ذكر او را به جهت اعزاز و تعظيم به صيغه جمع ادا فرمايد . و علامهء نيشابورى با وجود تسنن بعد از نقل نزول آيه حكايت تصدّق ، افاده نموده كه « المناقشه فى هذا الامر تطويل بلا طائل » « 2 » ؛ يعنى مناقشاتى كه اهل خلاف در اين باب نموده‌اند چنانچه بيان خواهد شد درازنفسىهائى است بىفايده . و غزالى ناصبى « 3 » - كه در ميان اكابر اهل سنّت به حجة الاسلام شهرت دارد - در كتابى كه آن را « سرّ العالمين » نام كرده ذكر نموده « 4 » كه آن انگشتر سليمان بن داود عليه السّلام بود كه به
هامش
( 1 ) . سوره توبه ، آيهء 20 . ( 2 ) . تفسير نيشابورى ( غرائب القرآن ) 2 / 607 به جاى « هذا الأمر » ، « أمثال ذلك » ذكر شده است . ( 3 ) . كلمهء « ناصبى » در كاشف الحق نيست ( ص 34 ) ( 4 ) . كتاب سرّ العالمين غزالى ص 205 . [ شهيد قاضى نور اللّه در مجالس المؤمنين ( ج 2 / 196 ) مىنويسد :
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 61 | المحقق الأردبيلي / صادق حسن زاده