المؤمنين عليه السّلام نازل شده كه در اثناى ركوع انگشترى خود را به سائل داده ؛ چنانچه صاحب كشّاف حنفى « 1 » و علامه نيشابورى شافعى « 2 » و حافظ ابو نعيم اصفهانى « 3 » و ثعلبى « 4 » و غيرهم از مفسران آوردهاند و در « جمع بين الصّحاح الستّة » « 5 » و مسند احمد حنبل « 6 » و مناقب ابن مغازلى « 7 » و صحيح نسائى « 8 » و ديگر كتابها از كتب ارباب حديث « 9 » ايشان مسطور است و به غير ايشان بسيار كس از مخالفان نقل نمودهاند و در كتابهاى ايشان مسطور است كه روزى رسول خدا با اصحاب در مسجد به نماز ظهر مشغول بودند كه شخصى به هيأت درويشان و فقيرى به صورت مسكينان گرد صفهاى نماز بر آمده سؤال مىكرد و گرد مسجد مىگشت و چون هيچكس مرهم احسانى بر جراحتش ننهاد ، روى دعا و عرض حاجت به جانب كريم بىمنّت كرده گفت : « الهى تو واقفى كه از مسجد پيغمبر تو محروم مىروم ! » چون در اين وقت برابر به موقف حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بود عبارت درويش دلريش به گوش آن حضرت رسيده انگشت مبارك به جانب آن درويش حركت فرمود ، درويش را معلوم شد كه غرض چيست ؛ انگشتر را از انگشت مبارك آن حضرت بيرون كرده و آن حضرت را در ركوع گذاشت و متوجه بيرون شد و شكر حضرت حق تعالى ادا مىنمود كه حضرت رسالت پناه از تصدق شاه ولايت واقف گشته چون از جواب سلام فارغ شد دست دعا به جانب آسمان برداشته مناجاتى فرمود كه ترجمهاش اينست كه « الهى چنانچه
هامش
( 1 ) . كشّاف ، 1 / 648 .
( 2 ) . تفسير نيشابورى ، 2 / 604 .
( 3 ) . النور المشتعل من كتاب ما نزل من القرآن فى على عليه السلام ، ص 61 .
( 4 ) . النور المشتعل من كتاب ما نزل من القرآن فى على عليه السلام ، ص 61 ، از تفسير ثعلبى ص 114 ( نسخه خطى كتابخانه مرعشى ) .
( 5 ) . الطرائف ص 49 از جمع بين الصحاح ؛ جامع الاصول ج 9 / 478
( 6 ) . عمدة ابن بطريق ص 516 از مسند احمد نقل كرده .
( 7 ) . مناقب ابن مغازلى حديث 354 - 358
( 8 ) . احقاق الحق ج 3 / 505 ، « بناء المقال الفاطمية . . . » سيد جمال الدين ابن طاوس ، ص 269 از صحيح نسائى نقل كرده است .
( 9 ) . شواهد التنزيل ج 1 / 209 ؛ كفاية الطالب ص 228 و 229 ؛ الغدير 2 / 47 ؛ 3 / 141 - 147 .