موسى عليه السّلام التماس كرد كه هارون برادرش را خليفه و وصى او گردانى كه دينش به امداد او قوت گيرد و تو دعاى او را اجابت فرمودى و برادرش را به خلافت او نصب نمودى و دين موسى را به بركت او محفوظ گردانيدى ، من نيز پيغمبر توام و استدعا مىنمايم كه على را كه برادر من است خليفه و جانشين من گردانى و در هدايت و ارشاد خلق شريك منش سازى كه وزير و صاحب اختيار من باشد » .
راوى گويد كه هنوز مناجات رسول خدا تمام نشده بود كه جبرئيل امين نزول فرموده به اين آيه آن حضرت را بشارت داد و اگر كسى پردهء عناد و انكار را از پيش ديدهء دل بردارد مىداند كه معنى آن است كه نگهدارنده و حمايتكننده دين شما و اولى به تصرف در كار شما سه كساند : خداى تعالى كه آفريننده و عالم به صلاح و فساد شماست ، و رسول او كه پيغمبر و مبين حلال و حرام شما است ، سيّم كسانى كه ايمان آوردهاند و صفتشان اين است كه نماز كنند و در ركوع صدقه به سائل دهند .
و شك نيست كه اللّه تعالى در آيهء شريفه اظهار غايت بىعنايت خود درباره شاه ولايت فرموده ؛ اولا كلمهاى كه خود و رسول خود را به آن وصف فرموده او را نيز به همان كلمه وصف فرموده تا همه كس بدانند كه چنانچه حق تعالى صاحب اختيار دين و دنيا است و چنانچه رسول او مطاع و اولى به تصرف است ، آن حضرت نيز به همان صفت موصوف و حاكم و آمر و ناهى و واجب الاطاعه است و تخلف از فرمودهء او ، مثل تخلف از فرموده خدا و رسول اوست ؛ و ثانيا تعظيم آن حضرت فرمود ، به جانب او به صيغهء جمع اشاره نموده با وجود وحدت ، چنانچه در زبان عجم از جهت تعظيم شخص واحد را خطاب به « شما » نمايند بجاى لفظ « تو » و « ايشان » و صاحب كشّاف در وجه اينكه اشاره به آن حضرت صيغهء جمع واقع شده مىگويد « 1 » سبب آوردن صيغهء جمع آنست كه مردمان رغبت نمايند در آنچه از آن حضرت صدور يافته و در تصدق فقرا تقصير جايز ندارند تا مثل ثوابى و تعظيمى
هامش
( 1 ) . تفسير كشّاف ، ج 1 / 649