كس مرا رنجانيدند من شكوه اينها را به تو مىكنم و به رسول تو ؛ و به خدا كه راضى نخواهم شد از شما هر دو تا به رسول خدا ملاقات كنم و او را خبر دهم به آنچه بعد از او با من كرديد و خدا حكمكننده باشد بر ستم و ظلمى كه بر من روا داشتهايد كه حاكم و صاحب اختيار اوست .
و اگر چه اين نقل به ظاهر بىجا مىنمايد ليكن چون از تتمه حكايت بود نقل نموده شد ؛ ديگر آنكه فاطمه زهرا « ذوى القربى » است و حق تعالى در قرآن امر به محبت او فرموده و پيغمبر خدا سفارش او به امت نموده و مكرّر دربارهء او اين وصيت كرده و در اين باب مبالغهء عظيم به جا آورده و محبت و اطاعت او را سبب نجات از عذاب گفته كسى كه در جميع امور مذكوره مخالفت خدا و رسول نموده باشد به يقين كه لايق مرتبه خلافت نخواهد بود .
و اخطب خوارزمى از ابو سعيد خدرى نقل كرده « 1 » كه از رسول اللّه شنيدم كه گفت : « من ابغضنا اهل البيت بعثه اللّه يهوديا و لا ينفعه ايمانا و ان ادرك الدجّال آمن به و ان مات بعثه اللّه من قبره حتى يؤمن به » ؛ يعنى هر كه اهل بيت مرا دشمن دارد در روز قيامت او را از جملهء يهوديان به عرصهء محشر در آورند و با ايشان حشر كنند و او را از اسلام فايده نرسد و از اهل دوزخ شود و اگر در دنيا دجّال را دريابد به وى ايمان آورد و از لشكر او شود و اگر پيش از دجّال بميرد در وقت ظهور دجال او را زنده كنند تا طينت دجّاليّت كه در طبيعت او سرشته بود ظهور كند و در زمرهء مريدان او داخل گردد تا چون در عرصهء قيامت در آيد در زمرهء كفار باشد نه در اعداد ابرار .
و بعضى از اهل سنت را در باب اجماع ابى بكر عقيده شنيدنى است ، مىگويند تا سعد بن عباده زنده بود چون او بيعت نكرد از قبيله او هم كسى بيعت نكرد اما بعد از آنكه سعد را كشتند اجماع ابى بكر درست شد اگر چه او هم زنده نبود ؛ پس بنابراين أبو بكر بعد از موت سعد خليفه شد ! ؟
هامش
( 1 ) . المناقب خوارزمى ص 323 با عبارات ديگر [ مناقب ابن مغازلى ص 50 و 51 ]