تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
و دولت هدايت رسانيده باشد و او را نديده انگاشته به نحوى كه گوئى آشنائى مطلقا در ميانه نبوده است و ملاحظه رسوم تعزيت و آداب مصيبت كه در جاهليت و اسلام در همه مذهبى و ملتى ، نزد همه كس از اكابر و اصاغر ، خواه عرب و خواه عجم ، و خواه سياه و خواه سفيد ، از امور معتبره بوده و هست و تا روز آخر خواهد بود نانموده او را بر بستر هلاكت و اولاد و اهل بيت او را گرفتار مصيبت گذاشته در سقيفه اجماع نموده بعد از گفتگو أبو بكر را خليفة اللّه نام نهيد و خليفة الرسول خوانيد چه جواب توان داد و به غير از پيروى هواى نفس و اشتياق حكومت و انتظار رياست ، بلكه به محض عداوت با اهل بيت رسالت چه راه به در شدن توان پيدا كرد و اين دليل صحت آن حكايت است كه از اكابر علماى اهل بيت نقل شده كه چون واقعهء غدير وقوع يافت چهل نفر از صحابه ، مجلس از اغيار خالى ساخته با يكديگر بيعت نموده عهود و شروط مؤكد و مستحكم نمودند كه چون كار به آنجا رسد منتظر بايد بود و آمادهء اين معامله بايد شد كه چون طاير روح اقدس نبوى از قفس تنگ بدن به وطن اصلى ميل رجوع نموده پرواز نمايد ، ما نيز به كيش اصلى و طريقهء قديمى خود مراجعت نموده اين حكايت را نشنيده انگاشته اعتبار ننمائيم و ارادهء خود را تميز داده به مشاورت با هم ، يكى را رئيس و سردار نموده مسند حكومت را به وجود او زيب و زينت داده در امور به وى رجوع مىنموده باشيم ؛ به اين مضمون عهدنامه نوشتند و به عبد الرحمن بن عوف كه نفاق باطنيش بيش از ديگران بود سپردند و در سقيفه به آن عمل نمودند . و از مطالعهء نهج البلاغه كه بىشك كلام آن حضرت است و شروح آن و از تتبع كتب احاديث مخالف و مؤالف به وضوح مىپيوندد كه ظلم اصحاب و مخالفت ايشان با خدا و رسول صلّى اللّه عليه و آله در اين باب و ناخشنودى حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در مدت عمر از ايشان نه مرتبه‌اى است كه تجويز راضى بودن او عليه السّلام در وقتى از اوقات از ايشان توان كرد و آنچه قاضى مير حسين ميبدى يزدى شافعى در « شرح ديوان » از