سفارش پيغمبر خود ننمودند و نقض عهد روز غدير نمودند و به گوسالهپرستى تن در دادند و درهاى ضلالت را بر روى خود گشودند به موجب
إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ
« 1 » ترك صحبت اصحاب نموده و به ترتيب قرآن مشغول گرديد و در كنج خانه خويش ساكن شده شب و روز به عبادت الهى و تذكار سنن و آداب حضرت رسالت پناهى اشتغال داشت و معاندان مكرر كس به طلب آن حضرت مىفرستادند و در هر مرتبه رسولان جوابها شنيده بر مىگشتند تا آنكه آتش نفاق ياران شيطان صفت شعلهور شده بعد از تمهيد بساط مشورت با يكديگر قرار به آن دادند عمر بن خطّاب و عبد الرحمن بن عوف و قنفذ كه يكى از خويشان أبو بكر بود « 2 » با جمعى ديگر از منافقان با شمشيرهاى حمايل كرده و غلامى هيمه به دوش و آتش به دست ، به طلب آن حضرت روند و اگر در آمدن تعلّلى ورزد آتش در آن خانه زنند و آن خانه را و هر كه در آن خانه باشد بسوزانند و چون بدان خانه رسيدند آوازها بلند كردند و هر يك به نحوى آن حضرت را مىطلبيدند و از آن جمله عبارت عمر خطّاب اين بود كه « افتحوا الباب و الا حرقناه عليكم » ! ! ؟ ؛ يعنى در باز كنيد و الّا آتش زده خانه بر شما مىسوزانيم ! ! ؟
و در اكثر روايات خود اين است كه چون در را ديرتر مىگشودند آن جهنمىها آتش افروخته در خانه را بسوختند و مؤيد اينست آن كه ابن قتيبه نقل كرده است كه أبو بكر در مرض موت مىگفت « ليتنى كنت تركت بيت فاطمه » « 3 » ؛ يعنى كاش آن روز در خانه فاطمه را نمىسوزانيدم ! چنانچه به تفصيل بيان احوال او خواهد شد ان شاء اللّه .
و فاطمه عليها السّلام كه هنوز مقنعه ماتم پدر بر سر و جامه تعزيت دربر داشت با چشمى خونبار و خاطرى افكار بود به لوازم مصيبت قيام مىنمود چون بىادبى و بىحيائى
هامش
( 1 ) . سوره بقره ، آيه 153
( 2 ) . در كتاب « احسن الكبار » ، او را از خويشان عمر دانسته است .
( 3 ) . الامامة و السياسة ابن قتيبه 1 / 36 به جاى « بيت فاطمه » ، « بيت على » آورده است .