هرگاه به اعتقاد ايشان هر يك از مردم و هر فردى از افراد جايز الخطا باشد و در زمانه معصومى موجود نباشد محتمل است كه آن كس را كه پيشوا كرده باشند ، خسيسترين مردمان و بدذاتترين جهانيان باشد و چون عقل تجويز كند كه حق تعالى به امامت چنين كسى راضى شده و جميع مجتهدين و عالمان را تابع او گرداند و اگر در واقع خداى تعالى به آن راضى نباشد آن كس چون [ چگونه ] مستحق امامت گردد ؟ و هرگاه پاى عصمت در ميان نباشد و اين معنى در همه مردم يمكن كه حاصل باشد پس خاطر به بيعت جمعى تسلى نمودن و از اين جهت كسى را امام گفتن از عقل و نقل دور است .
و در حديث آمده كه شخصى از حضرت امام همام حسن عسكرى عليه السّلام پرسيد كه اگر امت پيغمبر به جهت نظم و نسق كار خود يكى از امت را پيشوا نمايند و تابع او شوند چه قصور دارد ؟ آن حضرت به فرزند ارجمند خود امام مهدى عليه السّلام كه در آن وقت طفل بود و در آنجا حاضر بود اشاره نمود كه جواب گويد . صاحب الامر عليه السّلام از آن شخص پرسيد كه آن شخص را كه امت بر مىدارند « 1 » آيا لازم است از اهل فضل و صلاح باشد يا نه ؟ آن سائل گفت : لا بد بايد كه از اهل فضل و صلاح باشد . باز پرسيد آيا ممكن است كه به گمان آنكه شخص از اهل فضل و صلاح است او را نصب كرده باشند و در واقع از اهل فساد باشد ؟ مرد گفت كه ممكن است .
حضرت صاحب الامر عليه السّلام فرمود كه اينكه امت را جايز نيست كه اختيار نمايند همين است كه مىتواند بود كه امت به گمان مصلحت ، مفسدى را اختيار كنند چرا كه آنها اهل اختيارند به اعتقاد شما هم نسبت خطا به ايشان جايز است و اين نحو اختيارى از اهل خطا دور نيست . پس آن شخص ساكت شده اعتقادى كه داشت زياده شد .
و امّا اهل سنت و جماعت را اعتقاد آنست كه امامت ثابت مىشود به نص
هامش
( 1 ) . بر مىدارند انتخاب مىنمايند