تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧

فصل سوم : در طريق تعيين امام عليه السّلام

چون معلوم شد كه زمانه از امام خالى نمىتواند بود و ثابت شد كه امام مىبايد به صفت عصمت و افضليت موصوف باشد ، چون او نايب رسول و فرستادهء خداست و ليكن به واسطهء نبى ؛ پس امام را بايد كه نص بر امامت او از جانب خدا و رسول واقع باشد و دليلى كه دلالت كند بر امامت او بر امّت و رعيت ظاهر و هويدا ساخته باشند مثل قرآن و حديث ، يا معصومى از آن خبر داده باشد ، يا به اظهار معجزه ، امامتش ثابت شود تا هم چنانچه معجزه دلالت بر پيغمبرى مىكرد ، دلالت بر امامت او كند ؛ چه معجزه فعل خدا است و هرگاه بر دست او ظاهر شود معلوم مىشود كه امامت او خدائى است و چون عصمت از امور خفيه است كه آن را به غير از علّام الغيوب كسى نمىداند يا كسى كه عصمت او ثابت شده باشد او را حق تعالى اعلام كرده باشد ؛ پس هر امامى كه از جانب خدا منصوص و منصوب نباشد آن نص بر عدم عصمت او خواهد بود ؛ زيرا كه خدا و رسول نصب نمىكنند الّا معصوم را ؛ پس لازم است كه حق - جلّ و علا - كسى را كه سزاوار خلافت و لايق جانشينى پيغمبر داند او را معين ساخته جميع فرق اسلام را به متابعت قول و فعل او مأمور گرداند تا زمانه از وجود نايب و خليفه حقيقى خالى نماند و احكام اسلام و آيات را موافق ارادهء الهى و شريعت رسالت پناهى جارى داشته هر كس به سر خود نتواند كه در امور دينيه هرچه خواهد كند و گويد و به اين دليل خواجه رحمه اللّه اشاره