باشند و هر يك را مأمومى و متبوعى چند بهم رسد و اين معنى باعث مخاصمت و منازعت و فتنه و فسادهاى عظيم گردد و غرض از وجود امام كه دفع فتنه و فساد بود به نقيض آن تبديل يابد و چون عصمت و افضليت را منظور نداشته پاى خواهش نفسانى در ميان آمد و بيشتر مردمان از راه متابعت خدا و رسول خدا به يك سو رفته به راه عناد و فساد افتادند و در احكام و قواعد شرع محمدى به رأى و عقول ناقصه خود اعتماد نمودند كار به جائى رسيد كه بعضى مجسّمى شده خدا را جسمى قرار دادند كه از سر تا سينه مجوف است و تا پائين كوفته و مصمت و مويش مجعّد .
و گفتند روزى درد چشم بهم رسانيد ملائكه بديدنش رفتند فهميدند كه گريه بسيارى كه در طوفان نوح كرده بود باعث آن شده و ديگر گفتهاند كه در شبهاى جمعه بر خر مصرى سوار به صورت پسر امردى خوش روى طلعت نزول مىنمايد « 1 » ! ! ؟
و بعضى را عقيدهشان آن است كه از ازل تا ابد آنچه شده و مىشود ، همه فعل خدا است و مطلقا فائده بر هيچ عملى مترتب نيست و كفر كفار و فسق و فساد و عناد ابو جهل و حكومت يزيد همه به رضاى خداى تعالى است و در قيامت اگر همه پيغمبران را به دوزخ برند و جميع آتشپرستان را به بهشت مىشايد و قبحى ندارد ، بلكه نيكوست ! و جماعتى حلول و اتحاد و وحدت وجود را قائل و به اين دو اعتقاد يعنى جبر و تجسيم جمع كردهاند « 2 » و طايفهاى به فتواى ابو حنيفه عمل مىنمايند و مىگويند كه اگر شخصى نعوذ باللّه زنا كند و دخترى از آن عمل بهم رسد آن شخص را جايز است كه آن دختر را به عقد خود در آورد « 3 » و اگر مرد مغربى دختر مرد مشرقى را بخواهد و پنجاه سال در مغرب در حبس بماند چون خلاص شود و در مشرق به
هامش
( 1 ) . عقايد مجسّميه ر . ك : شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 3 / 224 - 228 ؛ سيرى در صحيحين ص 139 - 166 ؛ « بحوث مع اهل السنّة و السلفيّه » علامه سيد مهدى روحانى ، ص 77
( 2 ) . جمله « و جماعتى حلول . . . جمع كردهاند » در كاشف الحق نيست ( كاشف ص 20 )
( 3 ) . « الفصول المختاره » سيد مرتضى علم الهدى ، ص 161 ؛ « الصراط المستقيم » علامه بياضى 3 / 213 - 217 ]