تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
خانه زن خود در آيد و از آن زن اولاد بهم رسيده باشد اينها همه در نسب ملحق به آن شخص مىشوند و از او ميراث مىبرند و اگر شخصى سفر كند و دو كس گواهى دهند كه آن شخص فوت شده و زن او شوهر كند و از آن شوهر فرزندان بهم رسند و بعد از آن ، شوهر اول بيايد آن فرزندان همه از شوهر اوّل‌اند و از او ميراث مىبرند و او نيز از ايشان ميراث مىبرد « 1 » و اگر كسى كرباس يا جامه بدوزد و رنگ كند ، يا گندم كسى را دزديده آرد كند ، صاحب كرباس و گندم و جامه را نمىرسد كه مال خود را از او طلب كند و به نبيذ وضو مىتوان كرد و پوست سگ را در نماز مىتوان پوشيد و معنى تكبير احرام را به جاى آن گفتن مجزى است و معنى يك آيه ، در عوض حمد و سوره خواندن جايز است و در ركوع و سجود ، طمأنينه شرط نيست . لهذا چون يكى از سلاطين سابق شخصى را امر كرد كه دو ركعت نماز به طريق ابو حنيفه ادا كند ، اول نبيذ طلبيده وضو ساخت و پوست سگ را ستر عورت نموده گفت : « خدا بزرگ است » ، « دو برگ سبز » گفته و خم شد بىآنكه قد راست كند به سجده رفت و دو بار سر را حركت داده و ركعت دوم را به همين عنوان به جاى آورد و در عوض سلام ، مهرهء به طاس انداخته و گفت نماز را ادا نمودم ! چون حنيفيان حاضر بودند بر او انكار كردند . كتابى از فقه ابو حنيفه طلبيده و يك يك از اين مسائل را به ايشان نموده همه را ساكت ساخت و حاكم مذكور از آن مذهب برگشته مذهب ديگر اختيار كرد « 2 » و اين حكايت از آن مشهورتر است كه كسى را قدرت و مجال انكار باشد . و ديگرى به فتواى شافعى ، شطرنج را حلال مىداند « 3 » كه گفته است از جهت تربيت دماغ تا سه دست باختن جايز است . و يكى مذهب مالكى خوش كرده است مىگويد : « ما يدبّ
هامش
( 1 ) . مغنى ابن قدامه 8 / 66 ( 2 ) . فتاوى ابو حنيفه و نماز خواندن در حضور سلطان [ وفيات الاعيان 5 / 180 ؛ مغيث الخلق امام الحرمين ص 60 - 70 ] ( 3 ) . فتواى شافعى در خصوص شطرنج [ الام 6 / 213 چاپ مصر ؛ احقاق الحق 2 / 237 ؛ « شافعى گفت كه شطرنج مباح است مدام ، راست گفته چنين است كه فرموده امام » ديوان ناصر خسرو ص 115 ]