تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
و از اين جهت است كه واجب است انكار كردن بر او اگر اقدام بر معصيت نمايد و چون اين منافات با امر به اطاعت او دارد و غرض كه آن نصب كردن اوست فوت مىشود ، واجب است كه امام معصوم باشد ؛ وجه ديگر آنكه اگر امام معصوم نباشد و ارتكاب معصيت نمايد هرآينه در مرتبه و درجه كمتر از عوام الناس خواهد بود چه عوام الناس خوبى عبادت و نيكى پرستش و بدى خطا و قبح گناه را يقينا چنانچه او مىداند نمىدانند پس هرگاه مرتكب گناهى شود كه عامى خود را از آن بازمىدارد يقين كه مرتبه‌اش كمتر از مرتبه آن عامى خواهد بود و خواجه به اين دليل اشاره نموده كه « و لانحطاط درجته عن درجة اقل العوام » « 1 » ؛ يعنى از جهت آنكه اگر مرتكب گناهى شود مرتبه‌اش فروتر از مرتبه كمترين عامى خواهد بود ؛ پس واجب است كه امام ، معصوم باشد . و يكى از مخالفان اعتراض كرده كه رجحانى كه شما به سبب عصمت به جهت امام قرار مىدهيد شايد كه به واسطه زيادتى علم و دانش و تقوى و ورع حاصل آيد و احتياج به عصمت نباشد . و يكى از محققين جواب گفته كه مجرد اعلميّت او از رعيت ، در اين باب آن است كه مطلقا خطا صورت‌پذير نباشد و اين معنى در غير معصوم يافت نمىشود . و حافظ ابو نعيم « 2 » كه از اكابر مفسرين اهل سنت است در تفسير آيهء
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
« 3 » گفته كه مراد از اهل ذكر ، آنانند كه متذكر مقاصد ربانيه باشند به نحوى كه هرگاه اراده الهى به آن تعلق گرفته باشد نزد ايشان بىشائبه مخالفت به عمل آيد و اين وقتى است كه واقف ارادت الهى باشند و سينهء بىكينهء ايشان ظرف مقاصد الهى باشد و از هر كدورتى صافى . و بعضى از محققان آيه
لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ
« 4 » را به اين روش تفسير
هامش
( 1 ) . تجريد الاعتقاد ص 222 ( 2 ) . احقاق الحق 2 / 305 ( 3 ) . سوره انبياء ، آيه 7 ؛ نحل ، آيه 43 ( 4 ) . سوره واقعه ، آيه 79
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 24 | المحقق الأردبيلي / صادق حسن زاده