رحلت رسول خدا از قرآن استنباط مىتوان كرد و با قرآن احتياجى به امام نيست و اين شبهه را جوابها گفتهاند از جمله : يكى آنكه از جمله فوايدى كه بر وجود امام مترتب است آنكه به بركت وجود او اختلاف از ميان امت برخيزد و همه را به راه راست هدايت فرمايد و اگر قرآن تنها كافى بودى بايستى كه همه امت بر يك مذهب و ملت باشند و بالكليه خلاف در ميان ايشان پديد نيايد و حال آنكه خلاف بسيار است تا به حدّى كه هفتاد و سه فرقه شدهاند و هفتاد و سه مذهب بهم رسيده و بعضى گفتهاند كه امّهات مذاهب هفتاد و سه است و مجموع مذاهب اسلاميه از هفتصد بيشتر است !
اگر كسى اعتراض كند كه پس با وجود امام نيز بايستى كه خلاف پديد نيايد و حال آنكه هست . جواب آنكه اگر شياطين انس مىگذاشتند و به فرمودهء خدا و رسول خدا عمل مىكردند و احكام الهى را از شخصى كه عارف به آداب شريعت بود فرا مىگرفتند ، مطلقا خلاف نمىبود ، چنان كه اهل ملل سابقه با وجود آنكه اعجاز رسول را مشاهده مىكردند ايمان نياوردند و بر كفر باقى ماندند و جواب ديگر آنكه هفتاد و سه ملت همه قرآن مىخوانند و همه را گمان و ظنّ آن است كه عمل ايشان موافق و مطابق قرآن است و بنابراين ، اگر قرآن تنها باعث حيرت و ماده اختلاف نباشد سبب اتفاق خود نيست ؛ پس بىوجود امام معصوم كه مشكلاتش را از او پرسند از قرآن نفع نتوان يافت ؛ چرا كه عجايب اسرار قرآن بيش از آن است كه فهم هر كس به آن تواند رسيد و كدام دليل بر احتياج وجود امام به از اين است كه هرگاه عادت اللّه به اين جارى شده باشد كه هيچ موجودى از موجودات را بىسر كرده و سردارى نمىگذارند حتى آنكه در بدن انسان از براى حواس ظاهره و باطنه فرماندهى را كه دل است قرار داده كه اگر آنها را غلطى افتد به او رجوع نمايند و اگر او صحيح و سالم است تمام اعضاء و اجزاء صحيح و سالماند و اگر او را فسادى رو دهد تمام جوارح و اعضاء را حال به فساد انجاميده موجب خرابى معموره بدن
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 10
مساهمون: المحقق الأردبيلي
ص١٠