كه خلفاى ثلاثه را نيز در نزد حق تعالى قدرى و منزلتى باشد كه على را نباشد و هرگاه اين صفات در او باشد و در غير او نباشد بايد كه نايب و جانشين او باشد . بنابراين مقدمات ، در اين اصل بيان اصل و نسب آن حضرت عليه السّلام مىنمايد هرچند كه آن حضرت از شناختن و شناسانيدن مستغنى است .
اسم آن حضرت على بن أبي طالب ابن عبد المطلب است و اسم أبي طالب عبد مناف است و اسم عبد المطلب شيبة الحمد و كنيت او ابو الحارث و چون پسر اول عبد مناف طالب نام داشت به أبي طالب شهرت يافت و از طالب عقبى نماند ، غير از او سه پسر ديگر داشت عقيل و جعفر و على و هر يك از آن چهار پسر ، ده سال بزرگتر از ديگرى بودند و شيخ - عليه الرحمة - و بعضى ديگر از علما گفتهاند كه نام ابو طالب عمران بود « 1 » و مادر امير المؤمنين فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبد مناف است و او با حضرت رسول به مدينه رفت و در آنجا به رحمت ايزدى پيوست و پيغمبر خدا به دست مبارك خود لحد او را راست كرد و پهلوى مبارك خود در قبر او بر زمين نهاد و پيراهن خود را كفن او ساخت و تلقينش نمود . لهذا گفتهاند كه حضرت امير المؤمنين اول هاشمى است كه از دو هاشمى متولد شده و على نامى است كه خداى تعالى او را به اين نام خوانده ، چنانچه خوارزمى نقل نموده كه پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده كه در شب معراج چون به مقام « قاب قوسين » رسيدم به من خطاب فرمودند كه « يا محمد ! اقرأ منّى عليا السلام و قل له انى احبه و احب من يحبه يا محمد من حبى لعلى اشتققت له اسما من اسمى فانا العلى العظيم و هو على و انا محمود و انت محمد » « 2 » ؛ يعنى اى محمد ! على را از من سلام برسان و بگو من او را دوست مىدارم و هر كه او را دوست دارد من او را نيز دوست مىدارم و از دوستى كه
هامش
( 1 ) . جمله « و شيخ عليه الرحمة و بعضى ديگر از علما گفتهاند كه نام ابو طالب ، عمران بود » در كاشف الحق نيست [ كاشف ص 8 ]
( 2 ) . الطرائف ص 173 از خوارزمى نقل كرده ؛ كامل بهائى 1 / 221