تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 9

مساهمون:

ص٩
چون قرآن و حديث ، تا اين دلايل نيز به جاى معجزه پيغمبر باشد و هيچ‌كس را در آن شبهه و شكى نماند و فرق ميانه رسول و نايب نباشد مگر در پيغمبرى و در قرآن عزيز هم در چندين جا اشاره به اينكه هيچ زمانى از وجود امام معصوم خالى نتواند بود هست . از جمله ، يكى آنجا كه مىفرمايد
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
« 1 » ؛ يعنى هرچه ندانيد از آداب و مسائل دين و شريعت از اهل ذكر سؤال كنيد و بپرسيد و مراد از اهل ذكر چنانچه مفسران تفسير نموده‌اند جمعىاند كه علم به معانى قرآن و اراده‌هاى حضرت سبحان داشته و احكام ايشان موافق احكام الهى باشد ؛ چرا كه حق تعالى امر به اطاعت شخصى كه از ارادهء او خبر نداشته باشد و عمل به ظنّ فاسد خود كند نخواهد كرد و حكم به سؤال كردن از ايشان نخواهد فرمود و بعضى از مفسّرين مخالف ، « ذكر » را در اين آيه وافى هدايه تفسير به رسول اللّه نموده‌اند و بنابراين تفسير بايد كه مراد از « اهل ذكر » ، اهل بيت آن حضرت باشند . و بعضى از ايشان گفته‌اند مراد از « ذكر » در اين آيه ، قرآن است و به اتفاق مفسرين مراد از « اهل ذكر » ، ائمه معصومين عليهم السّلام هستند ؛ زيرا كه در كتاب مستطاب « كافى » چندين حديث است « 2 » در اين باب و به هر تقدير ، مطلب ثابت است و در آيه ديگر فرموده كه
فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنا
« 3 » و مفسران « نور » را به امام زمان ( عج ) تفسير فرموده‌اند و در جاى ديگر
يَهْدُونَ بِالْحَقِّ
« 4 » واقع شده و اين همه صريح است در آنكه زمان را ناچار است از امامى كه بندگان از بركت او هدايت يابند و بعضى از اهل سنت را عقيده آن است كه احكام الهى را بعد از
هامش
( 1 ) . سوره نحل ، آيه 43 ( 2 ) . الكافى 1 / 210 - 212 ( 3 ) . سوره تغابن ، آيه 8 ( 4 ) . سوره اعراف ، آيه 159 و 181